{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطره‌ات،

خاطره‌ات،
تکه آب ‌نباتی ‌ست افتاده زیر مبل
جارو به آن نمی‌رسد
و مورچه ‌ها
هر لحظه ممکن است پیدایش کنند .

#لیلا_کردبچه
دیدگاه ها (۱)

نگاه کن آسمان کور شد از بس گریه کرد ...سیل تهران را برداشت ....

خرده نگیریدبه هوای این روزهای بهاربوسه گرفتن از ابرهای اردیب...

به کدامین "پیامبر" ایمان آورم ؟که "خدایش" تو را به "من" بدهد...

خودم کم بدبختی دارم این وسط تو هم هی خوشکلتر شو..

« هم عشقمی هم رفیقمی »روایتِ رابطه ای ست که در آن عشق فقط به...

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

🌊 معرفیِ رمانِ «سکوت دریا»اسم رمان: سکوت دریانویسنده: کیم تی...

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

گاهی در زندگی، بعضی آدم‌ها فقط «می‌آیند» اما بعضی‌ها «می‌مان...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت هفدهم 𓆪ات هنوز به نوشته روی دیوار خیره...

چند پارتی✨شب بود و بارون شدیدی می‌بارید.ات و جونگ‌کوک روی مب...

غم را نمى شود از تن بيرون كرد؛ اين را خيلى دير فهميدم.آدم خي...

پرسه در جنگل... غروب...آسمان کم‌کم نارنجی و بنفش شده بود.ات ...

پارت دوم | یک سقف، دو دشمندرِ عمارت با صدای بلندی پشت سرشان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط