{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو ته

ویو ته
//: بله خب چند سالتونه
کوک: ۱۸
ته: ۱۹
//: چی خب تو این سن؟ ام نمیشهه
ته: اونوقت چرا
//: چون خب شما سنتون کمه صد درصد نمیتونید ی دختر بچه نگه دارید
کوک: چرا که ن من عاشق بچه هام
//: تو این سن زوده
ته: این‌یعنی ن
//: مطعصفانه
پاشدمو اصلحه رو .رفتم‌رو سرش
ته: الان چی ب اندازه کافی بزرگ‌هستیم؟
//: چیکار میکینید
ته: من همچیو‌دارم برا سر پرستی سنمم بالا سن قانونیه
//: خب
ته: تا مغزتو نپاشوندم کاراررو بکن
//: باشه باشه
بد از دو سه ساعت کارا
زنه بچرو سمتم گرفت‌که بقل کنم
ولی وقتی گرفتمش زود دهدم‌ب جونگ‌کوک
کو: عهههه
ته:: کوف بیا بریم
ر سیدیم‌خونه
کوک: این بچه اتاق‌ندارهه نفهممم
ته: تا اتاقشو درس کنیم ی شب با منه ی شب باتو
"شب اول"
تهیونگ ویو
جونگ کوک رفت بخوابه و این فسلقلیو داد ب من
گزاشتمش بقلمو پیشش دراز کشیدم
خب بچه سفیدی بودو اروم‌بودششش و کم و بیش حرف زدن بلد بود یعنی‌خیللیلیللییلیل کم
یدفعه ب خواب رفتم
دیدگاه ها (۰)

ویو ته یدفعه صدا گریه امدد ته : ایییی چته نصف شب بزار بخوابب...

ویوکوک تهیونگ : شاید خب لیا کوک: ن .. اومم می می تهیونگ: واا...

ویو جونگ کوک ب سمت پرورشگاه رفتیم تهیونگ: کوک باید کوجیک باش...

تهکوک دوتا پسر نوجونن که با کلاه برداری و شرت بندی و هزار سخ...

پلیس من...p8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط