{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سفره خالی...

سفره خالی...

 یاد دارم یک غروب سرد سرد    می گذشت از توی کوچه دوره گرد:

دوره گردم ، کهنه قالی می خرم دست دوم جنس عالی می خرم

گر نداری کوزه خالی می خرم کاسه و ظرف سفالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست عاقبت آهی زد وبغضش شکست

اول ماه است و نان در خانه نیست ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟!

بوی نان تازه هوش از ما ربود اتفاقا مادرم هم روزه بود

چهره اش دیدم که لک برداشته دست خوش رنگش ترک برداشته

سوختم دیدم که بابا پیر بود بدتر از این خواهرم دلگیر بود

مشکل ما درد نان تنها نبود

حتم دارم که خدا آنجا نبود!!!

باز آواز درشت دوره گرد پرده اندیشه ام را پاره کرد

دوره گردم ، کهنه قالی می خرم دست دوم جنس عالی می خرم

خواهرم بی روسری بیرون دوید گفت:

آقا سفره خالی می خرید!!!
دیدگاه ها (۱)

چندین نکته مهم قبل از ازدواج کردن برای آسیب ندیدن چه باید کر...

کشف یک مار 130 تنی به طول 97 متر در رودخانه بزرگ می سی سی پی...

کوچه...گاهی اگر توانستی ، اگر خواستی ، اگر هنوز نامی از من د...

قصه نیستم که بگوئی نغمه نیستم که بخوانیصدا نیستم که بشنوییا ...

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

رمان: گرفتار توپارت چهاردهم (بخش اول: قدرتِ بی‌رحمانه)صدای ض...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

پارت: 10 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ وحشتناک و سنگینی سال...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پشت نگاه سردت — پارت هفتم ویو صبح آتصبح از خواب بیدار شدم و ...

یاد دارم یک غروب سرد سردمی گذشت از توی کوچه دوره گرد:دوره گر...

یاد دارم یک غروب سرد سردمی گذشت از توی کوچه دوره گرددوره گرد...

یاد دارم یک غروب سرد سردمی گذشت از توی کوچه دوره گرددوره گرد...

یاد دارم یک غروب سرد سردمی گذشت از توی کوچه دوره گرددوره گرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط