{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

يكي از فانتزیام اينه كه يه شب باروني وقتي دارم از دوس دخد

يكي از فانتزیام اينه كه يه شب باروني وقتي دارم از دوس دخدرم جدا ميشم، ماشين بزنه به دوس دخدرم بعد من اون صحنه ي دلخراش رو ببينم سريع برسم سر تصادف ببينم كشته شده بعد همينطور كه دو زانو رو زمين نشستم دوس دخدره هم رو دستامه سرمو بگيرم سمت آسمون بارون هم بخوره تو صورتم داد بزنم خدااااااااااا!!! لا مصب خعلي كلاس داره! بعد محل رو ترك كنم به خوبي و خوشي با بقيه دوس دخدرام خوش بگذرونم...!!!
دیدگاه ها (۵۳)

میترسم..میترسم از روزی ک فرزندم بپرسد بابا ازخاطرات عاشقانه ...

شــایعه کــنید. . .کــه " خــتم " مــن اســت. . .دلـتنگش شده...

خــــــدا جونم ؟...یه کـــــــاری برام مـــیکنــــی ؟میشه کـ...

ﺧـــﻮﺏ ﯾــﺎ ﺑـــﺪﺷـــﻮ ﻧﻤـــﯿــــﺪﻭﻧﻢ؛ﻭﻟــﯽ ﻣــﻦ ﺍﯾــــﻨــــ...

يكي از فانتزیام اينه كه يه شب باروني وقتي دارم از دوس دخترم ...

یکی از فانتزیام اینه که چنتا آدم گردن کلفت اجیر کنم نزدیک اف...

P14ایدل شکسته

رمان همزادپارت۶مامان:وای خدا مرگم بده پسررررررااااااااااابا ...

رمان دختری به نام مروارید(20)صدف با شیطنت گفت:-سمانه جون مهم...

سلام علیکم دوستای خوبم ممنون که دلگرمی میدین من اومدم ببخشید...

سرزمین رویاها

✨🌱✨#ناحله #قسمت_سی_و_پنجمبعد از شام رفتم پیش ریحانه وهدیه ام...

سناریو ساسونارو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط