{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی

گاهی
برای بهانه ای که ندارم
مداد رنگی هایم را می تراشم
پروانه ای می کشم
که گل از گونه هایم بشکفد
دفترم را نبند
کم کم
بالهایش تکا ن می خورد
رنگ بندی زندگی ام تکمیل می شود
گاهی که گلدان ها شکسته اند
و گل ها می خشکند
گاهی
که دو سومِ بدنم تبخیر می شود
و درد مسیر رگ هایم را می گیرد
پیش از آنکه دفترم را ببندی
ورق های زندگی ام رابرگردان
شاید
بی حواس ترین "مرد"دنیا
اشتباهی
بهانه ی تو را تراشیده باشد
دیدگاه ها (۱)

این روزهاقلبم گهگاهی می ایستدنفسم گهگاهی بالا نمی آیدخنده ام...

♥اینو به افتخار اولین مرد زندگیم میزارم... وقتی بچه بودم منو...

من بي تاب عطر گيسوانت هستميلداي جدايي را تمام كندلم بي قرار ...

به سلامتی پت و مت

حسنت را فقط حسن یوسف عاشق می داند وبس... همان که خودت کاشتی ...

اوپـس ...!باز غذا را سوزانـدمبویش تمام خانه را پر کردهشایـد ...

دلنوشته ای برای پدرمپدرم...تکیه گاهم...می نویسم از تواز تویی...

دلنوشته ای برای پدرمپدرم...تکیه گاهم...می نویسم از تواز تویی...

همه می‌میریم. همه می‌میرند.هر کدام به شکلی، هر کدام وقتی موق...

اوپـس ...!باز غذا را سوزانـدمبویش تمام خانه را پر کردهشایـد ...

به نام خدااز تو هیچ نمی دانم..........فقط می دانم روزی وارد ...

گاهی که کامم تَلخ باشَد از زندگی و اَدا و اَطوارَش ؛میرَوَم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط