گاهی
گاهی
برای بهانه ای که ندارم
مداد رنگی هایم را می تراشم
پروانه ای می کشم
که گل از گونه هایم بشکفد
دفترم را نبند
کم کم
بالهایش تکا ن می خورد
رنگ بندی زندگی ام تکمیل می شود
گاهی که گلدان ها شکسته اند
و گل ها می خشکند
گاهی
که دو سومِ بدنم تبخیر می شود
و درد مسیر رگ هایم را می گیرد
پیش از آنکه دفترم را ببندی
ورق های زندگی ام رابرگردان
شاید
بی حواس ترین "مرد"دنیا
اشتباهی
بهانه ی تو را تراشیده باشد
برای بهانه ای که ندارم
مداد رنگی هایم را می تراشم
پروانه ای می کشم
که گل از گونه هایم بشکفد
دفترم را نبند
کم کم
بالهایش تکا ن می خورد
رنگ بندی زندگی ام تکمیل می شود
گاهی که گلدان ها شکسته اند
و گل ها می خشکند
گاهی
که دو سومِ بدنم تبخیر می شود
و درد مسیر رگ هایم را می گیرد
پیش از آنکه دفترم را ببندی
ورق های زندگی ام رابرگردان
شاید
بی حواس ترین "مرد"دنیا
اشتباهی
بهانه ی تو را تراشیده باشد
- ۱.۱k
- ۲۱ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط