{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم را برده اما دل رُبایی را نمی داند

دلم را برده اما دل رُبایی را نمی داند
کسی را می پرستم که خدایی را نمی داند

تمام عمر پنهان کرده درخود حسن هایش را
چو طاووسی که هرگز خودنمایی را نمی داند

در آمد بعد عمری از پس ابر آفتاب عشق
ولی او قدر این بخت طلایی را نمی داند

پس از یک عمر تنهایی به او بد جور دلگرمم
کسی چون کور قدر روشنایی را نمی داند
دیدگاه ها (۲)

---❖ خاندان روینتا ❖«خونِ ما از پادشاهی‌ها قدیمی‌تر است. جاد...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

دلم را برده اما دل رُبایی را نمی داندکسی را می پرستم که خدای...

*دلم را برده اما دل رُبایی را نمی داندکسی را می پرستم که خدا...

دلم را برده اما دل رُبایی را نمی داندکسی را می پرستم که خدای...

دلم را برده اما دل رُبایی را نمی داندکسی را می پرستم که خدای...

دلم را برده اما دل رُبایی را نمی داندکسی را دوست دارم که مح...

پس از یک عمر تنهایی به او بدجور دلگرمم...کسی چون کور قدر روش...

بر آنم گر تو بازآیی که در پایت کنم جانی و زین کمتر نشاید کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط