بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت دوم :
ب)- اما اگر کسی خدا را قبول داشت، و خدای او نیز خدای یهود نبود که دستش بسته باشد، یا خدای مسیحیت امروزی نبود که از رَحِم مادری به دنیا آید و سپس توسط مخلوقش به صلیب کشیده شود، بلکه خدای - قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ - اللَّهُ الصَّمَدُ -لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ - وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَد- بود،آن وقت می فهمد که او علیم، حکیم و هادی نیز هست و مخلوقات خود را عبث و بیهوده و بازیچه خلق نکرده است،پس به سوی هدف شان کمالشان هدایت مینماید.
ج)-چنین موحدی میفهمد که در میان تمامی موجودات عالم، انسان از نعمت عقل، منطق، شعور فوقالعاده و بالتبع قدرت اختیار و انتخاب برخوردار گردیده است و به همین دلیل خالقش او را اشرف مخلوقات نامیده و خلیفة الله اش نموده است.
چنین موحدی، اگر هیچ کتابی نخوانده باشد و معلمی نیز ندیده باشد، با عقل، فطرت و تجربه خود در میباید که انسان از سویی مانند دیگر موجودات رشد وجودی و طبیعی دارد که مستلزم هدایت تکوینی = هدایت درخلقت میباشد، و از سویی دیگر، چون عاقل و مختار و صاحب اختیار است، محتاج به هدایت تشریعی قانونگزاری نیز میباشد. پس، خالق و ربّش او را با این نیاز مبرم، پس از خلق رها نکرده است و به هر دو صورت هدایتش مینماید.
د)- هدایت تکوینی، بر اساس علم، حکمت و مشیّت الهی، طبق نظم حاکم بر عالم هستی انجام میگیرد، اما، هدایت تشریعی، مستلزم تبیین راهکارها و وضع بایدها و نبایدها برای شناخت و انتخاب صحیح است؛ که این مهم به واسطه برگزیدن انسان های فرهیخته و کامل به عنوان انبیای الهی و اسوه های حسنه صورت میپذیرد.
پس اگر کسی نبوت را نپذیرد، اساساً شناخت وایمان درستی به خدا و سبوحیّت منزه بودن او از نقص و نیستی و کاستی و نیز علم، حکم، اولوهیت و ربوبیت مالکیت توأم با تدبیر و تربیت امور ندارد. و اگر کسی به خداوند سبحان معتقد است، در ضرورت وجود انبیا و هادیان از نوع بشر و انزال وحی به آنان نبوت تردید نمینماید.
اما، این که این پیامبران کیانند؟ آیاحضرات آدم، نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمد مصطفی صلوات الله علیهم اجمعین انبیای اولوالعزم و صاحب شریعت بودند یا کسان دیگری عهده دار این وظیفه بودند، مبحث دیگری است که پس از قبول اصل نبوت مطرح میشود و از طرق خود به اثبات می رسد.(پایان)
پاسخ قسمت دوم :
ب)- اما اگر کسی خدا را قبول داشت، و خدای او نیز خدای یهود نبود که دستش بسته باشد، یا خدای مسیحیت امروزی نبود که از رَحِم مادری به دنیا آید و سپس توسط مخلوقش به صلیب کشیده شود، بلکه خدای - قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ - اللَّهُ الصَّمَدُ -لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ - وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَد- بود،آن وقت می فهمد که او علیم، حکیم و هادی نیز هست و مخلوقات خود را عبث و بیهوده و بازیچه خلق نکرده است،پس به سوی هدف شان کمالشان هدایت مینماید.
ج)-چنین موحدی میفهمد که در میان تمامی موجودات عالم، انسان از نعمت عقل، منطق، شعور فوقالعاده و بالتبع قدرت اختیار و انتخاب برخوردار گردیده است و به همین دلیل خالقش او را اشرف مخلوقات نامیده و خلیفة الله اش نموده است.
چنین موحدی، اگر هیچ کتابی نخوانده باشد و معلمی نیز ندیده باشد، با عقل، فطرت و تجربه خود در میباید که انسان از سویی مانند دیگر موجودات رشد وجودی و طبیعی دارد که مستلزم هدایت تکوینی = هدایت درخلقت میباشد، و از سویی دیگر، چون عاقل و مختار و صاحب اختیار است، محتاج به هدایت تشریعی قانونگزاری نیز میباشد. پس، خالق و ربّش او را با این نیاز مبرم، پس از خلق رها نکرده است و به هر دو صورت هدایتش مینماید.
د)- هدایت تکوینی، بر اساس علم، حکمت و مشیّت الهی، طبق نظم حاکم بر عالم هستی انجام میگیرد، اما، هدایت تشریعی، مستلزم تبیین راهکارها و وضع بایدها و نبایدها برای شناخت و انتخاب صحیح است؛ که این مهم به واسطه برگزیدن انسان های فرهیخته و کامل به عنوان انبیای الهی و اسوه های حسنه صورت میپذیرد.
پس اگر کسی نبوت را نپذیرد، اساساً شناخت وایمان درستی به خدا و سبوحیّت منزه بودن او از نقص و نیستی و کاستی و نیز علم، حکم، اولوهیت و ربوبیت مالکیت توأم با تدبیر و تربیت امور ندارد. و اگر کسی به خداوند سبحان معتقد است، در ضرورت وجود انبیا و هادیان از نوع بشر و انزال وحی به آنان نبوت تردید نمینماید.
اما، این که این پیامبران کیانند؟ آیاحضرات آدم، نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمد مصطفی صلوات الله علیهم اجمعین انبیای اولوالعزم و صاحب شریعت بودند یا کسان دیگری عهده دار این وظیفه بودند، مبحث دیگری است که پس از قبول اصل نبوت مطرح میشود و از طرق خود به اثبات می رسد.(پایان)
- ۴۶
- ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط