{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Slave Season Part

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۳۲

با خشم وارده اتاق جیمین در هتل شد به دنبالش جیمین هم آمد لحظه‌ای سکوت شد ولی آن سکوت با شکسته شدن گلدون رو میز از بین رفت
جیمین عصبی دست هاشو به نشانه اعتراض بلند کرد و گفت : همه این کارا به خاطره توعه چرا نمیره تو مغزت
هویون بدون گفتن کلامی حرف به سوی گلدون دیگه ای رفت و انداختش زمین صدای برخوردش بر زمین خیلی بلند بود ریلکس به سوی میز آرایش قدم برداشت جیمین عصبی پیشانیش را با دو انگشت اش مالید
ولی با شکسته شده شدن وسایل آرایش رو میز کوه عصبانیتش فروع ریخت و سمتش هجوم برد با خشم آرنج هویون را گرفت : احمق نشو بیا حرف بزنیم
هویون محکم پسش زد و قدمی نزدیکش شد کمی مکث کرد ولی از عصبانیتش کم نشد تو صورتش داد زد : خفشو حتا یه کلمه هم زر نزن.. از وقتی رفتی آمستردام مثله یه شغال شدی متوجه هستی
جیمین عصبی تر بازویش را گرفت با لحن خش دار لب زد : مراقب حرفات باش وگرنه زبونتو می‌برم من شوهرتم درست صحبت کن
هویون پوزخندی زد و ازش فاصله گرفت مثله طوفان داد زد : شوهر .. خاک تو سر توی شوهر کنم نتونستی جلوی مادر مارت وایستی... جیمین عصبی دستی لایه موهایش کشید فقط خواست این دختر خفه خون بگیره ولی هویون با صدای بلندی ادامه داد : آره فقط باید عصبانیتو سر هویون خالی کرد چون اون خانواده نداره
جیمین انگشت اشاره اش رو بالا آورد سعی در کنترل کردن خشمش لب زد : خفه خون بگیر زن وگرنه برات بد میشه
هویون پوزخند عصبی زد و گفت : تو فقط بلدی جلوی من مرد باش....
حرفش تموم نشده بود که جیمین با پشته دستش محکم زد تو دهنش که باعث عقب رفتنش شد متعجب دستش را روی دهنش گذاشت و بهش زل زد جیمین عصبی گفت : گفتم مراقب حرفات باش
هویون مکث کوتاهی کرد اما هیچ سخنی نگفت، موهایش را پشته اش هدایت کرد و کرباتش رو شل کرد جیمین با اخم حرکاتش را زیره نظر گرفت
تا اینکه به سمتش قدم برداشت عصبی دستش را مشت کرد و گفت : تو دست رو من بلند کردی عوضی ..
مشت محکم سمته دهان جیمین حواله کرد مرد قدمی عقب رفت ولی از خودش دفاعی نکرد هویون مشت دیگری به دهانش زد یا عصبانیت هولش داد سمته زمین و داد زد : عوضی میخواهی بکشمت.. هاا از خودت دفاع کن

پارت ۳۱ حذف شده ببخشید
دیدگاه ها (۰)

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۳۳ جیمین که با این کارش خودش را تنب...

Slave ♡ Season ♡ Part ۱۳۴یه سول پیراهن بلند سفید گشاد نخی مد...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۳۰هویون تا میخواست پا از اتاق بیرون...

Slave ♡ Season ♡ Part ۱۲۹به دنبال مادرش می‌گشت در حیاط آن تا...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۹۰جیمین با خشم و نگاه عصبی داد زد : ...

Slave ♡ Season ♡ Part ۶۳ جیمین درحالیکه به دیوار تکیه داده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط