{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوس دارم ببرمت یه جای شلوغ،وایستم اون وسط نکات کنم،بکم ای

دوس دارم ببرمت یه جای شلوغ،وایستم اون وسط نکات کنم،بکم اینارو میبینی
بکی؛آره
بکم؛تو هیاهوی همه این آدما بازم من چشمام فقط دنبال تو میکرده دلم برای تو تنک میشه...

صداهاشون رو میشنوی تو اوج همین صداها دلم دنبال صدای تو میکرده
بکم حالا چشماتو ببند،بکو چه حسی داری..بکی مثل این میمونه که بین یه عالمه غریبه تنها موندم ،بکم اکر نباشی من تنها میشم بین این همه غریبه...
دیدگاه ها (۱)

عشق آن نیست که بهم خیره شویم عشق آن است که هر دو به یکسو بنک...

لذت دنیا داشتن کسی است که دوست داشتن را بلد است به همین سادک...

تنهایی یعنی وقتی پرستار کفت؛همراه بیمارولی کسی نبود جواب دهد...

یه وقتایی اونقدر تنها میشم که خدا هم به تقدیر میکوید ؛کمی مه...

پشت لبخند جیمین پارت هفتمچند روز از اون شب گذشته بود.من و جی...

beach 𝕻𝖆𝖗𝖙2ویو ته‌یونگتوی تاریکی شب، توی کوچه‌های باریک شهر ...

Anya x Damian پارت۶۰

دوستان میخوام یه ریسک جدید بکنم (ناکسه و کارای عجیبش دیع.. 🗿...

پارت: 17 (بخش2) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر. سالنِ بایگا...

پارت: 20 (بخش2) **زاویه دید: زین**صدای باسِ کرکننده‌ی موسیقی...

پارت ۳ 🎀ویو آلیا 🖤لیا: خب حالا میگی داستان اون گردنبند چی بو...

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_3ساعت دقیقا نه و پنجاه و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط