{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از دنیای بدون "تو" می ترسم !

از دنیای بدون "تو" می ترسم !
مثل ماهی
که کابوس تُنگِ بی آب می بیند
هر شب
نبودنت را خواب می بینم !
خواب می بینم
می روی
بی خداحافظی
بی گریه
بی آغوش
بدون حتی نگاه پشت سر !
خواب می بینم
چمدانت را به دست خیابان می دهی
چترت را به دست باران
تمام ِخاطره ها را به دست باد
و خودت سوار بر صاعقه ای
ناپدید می شوی ... !

بیدار که می شوم
نسیمی پنجره را گشوده است
و آهسته آهسته
وحشت این کابوس را
از خیالِ اتاق جارو می کند !
کورمال کورمال
در تاریکی این تنهایی
دنبال نشانه های بودنت می گردم
-هرچند کوچک و ناچیز-
چیزی مثل ِ
همین که هنوز هم ، نفس می کشم ... !
دیدگاه ها (۱)

از پیرهن نه...از خون و اکسیژن به من نزدیک تر باش ...من جز آغ...

چرا واقعا ؟؟

شه و یی چله ی زستانتان لی پیروز بی

همیشه چیزهایی را که نداشته امبیشتر دوست داشته ام،همچون تو که...

همخونه اجباری.. پارت 105."ویو جئون جونگ کوک"پنجشنبه...ساعت ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط