{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی ولیعهد میخواستن

وقتی ولیعهد میخواستن.....

چند روز از که عروس خانواده مین شده بودم میگذشت !

ومن میدونستم بخاطر این بود که ولیعهد را

به دنیا بیار م و اگر دختر بود سر ش را می...برن و اگر نک...شن..ش بهش محلی نمیدن .

مثل همیشه از تختی که از یاقوت های گران قیمت بلند شدم

و دست و صورتم را شستم و لباسی که خیاط های خارجی دوخته بودند را پوشیدم .

و به سمت در رفتم و از پله ها پایین اومد

بعد از چندمین
(علامت پدر یونگی = مادر یونگی×)
=شما نمی‌خواهید ولیعهد بیارید ؟

شوگا:ما تازه ازدواج کردیم از نظرتون زود نیست؟

×کجا زوده خیلی هم دوره

شوگا:ما هر وقت دلمون میخواد بچه دار

میشیم پس لطفا صحبتی نکنید و صبحانه

را بخورید راستی پدر برای کاری که داشتید

قراره با وزیر جلسه بزاریم ساعت ۴

=چشم پسرم

(بعد از چند مین)

از زبان ا.ت

بعداز انجام چند تا به سمت حیاط قصر

رفتم همیشه دلم میخواست مثل آدم های معمولی

باشم که یکهو .....
دیدگاه ها (۱۴)

شو گا را دیدم که داشت داخل محوطه قصر راه میرفت ا.ت:پادشاه ...

بلخره ویکی تون با فیک جدید اومد پس ازش حمایت کنید❤️‍🩹با پا...

روزی روزگاری بود در روز های قدیم دختری به نام جولیا بود پدر...

[خلاصه میکنممم]شب شده بود و اون دوتا خنگ هم کپیده بودن مث...

𝒫𝒶𝓇𝓉 ①③با رسیدن به اتاقم به سمت کمد لباسیم رفتم و با دیدن با...

i didn't cheat 🍀#i_didnt_cheat 𝑷𝑨𝑹𝑻 9ادامه فلش بک: ویو ات: ن...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹ مهمونی توی خونه که چه عر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط