{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمستان

زمستان
حتی می تواند نام یک شعر باشد
که سوت یخ زده ی واژه هایش را
در خیابانی بلند قدم بزنی
یا خیابانی بلند
که سیگارت چراغ های قرمزش را روشن کند
وقتی پیاده روهایش را
مردان دیگری به خانه برده اند
و دیگر مهم نیست
کسی که همیشه دلش می خواست
بیشتر از عرض یک خیابان با تو قدم بزند


گاهی اما زمستان
نام یک فصل می شود
از دندان های تو سوز برف می آید
و خنده هایت چقدر به فاجعه نزدیکند
تو می خندی من یخ می زنم
و دیگر سخت است بگویم چقدر دوستت دارم
و چقدر می ترسم از خیابان هایی
که به خانه ی تو می ریزند و
سقف اتاق من قندیل می بندد


من سردم است
و تمام رنگ های گرم دنیا را
زنان دیگری شال گردن بافته اند
من سردم است
و زمستان، تنها زنی عریان است
که هرشب هوس می‌کند
با فندک یک مرد بسوزد.
دیدگاه ها (۳)

پارت اول خیابان خلوت بود و صدای قدم‌هایم روی سنگفرش‌های خیسِ...

موسیقی

کآیا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۲✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

p18تهیونگ برای چند ثانیه کاملاً بی‌حرکت ماند.«پارک ماریا.»هم...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

با ولادت حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم )در عالمِ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش اول_دنیا پر از آدم‌هایی است که همدیگر را گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط