#آرومـت_میکنم . .🔥

#آرومـت_میکنم . .🔥
#پارت_3

یهو دستامو کشید و به طرف خودش کشوند

از ترس دست روی سی..نه اش گذاشتم

از بالا نگاهم کرد

- یه بار دیگه این کلمه رو بشنوم
زبونتو از ته میبرم لیا!!

تند تند سر تکون دادم

پوزخندی زد
- آفرین قشنگم
حرف گوش کن خب؟
الان بیا بغلم

خواستم سر به نشونه منفی تکون بدم

که مچ دستامو گرفت و به خودش چسبوند

پچ زد
- ازت نظر نپرسیدم جوجه
تو محکومی به من!!
به چاعان افه اک!

داشت شوخی میکرد دیگه؟

چرا همه چی مثله یه خواب وحشتناک بود.

چاعان تازه یک ماه بود از نیویورک برگشته بود

بهترین متخصص قلب و عروقی که کنار مادرش تو آمریکا درس می‌خوند

و یهو برای همیشه برگشت‌.

مادری که آمریکایی بود
ولی پدرش عموی من ایرانی بود!

که بعد از مرگ بابام با مامانم ازدواج کرد

تا بچه برادرش یتیم و زنداداشش بیوه نمونه.

منو چاعان
خودمون میدونستیم دختر عمو و پسر عموییم

ولی فامیل من و چاعان و خواهر و برادر صدا میزدن.

نویسنده: خودم
اصکی ممنوع
دیدگاه ها (۰)

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 013"""""""""""""""""""""""""""""""...

چند پارتی (درخواستی)

کپشننننن مهمهه 😈🎀عروسک من😈🔞پارت بیست و نوه تقه ای به در خورد...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

چند پارتی (درخواستی

«رایحه پنهان»جونگ‌هیون لبخند کمرنگی زد.- برو لباساتو عوض کن....

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۳ *سانیار*در رو با یه ضرب باز کرد...

پارت 8رمان✨ عشق مدرسه ای✨هیون :باشهات ساعت رو نگاه کردات: هی...

دیو و دلبر پارت ۱۵ -ماهی نور داری چیکار میکنی مامان با کلافگ...

پارت‍ــ.. ــ۳ــ:رقص سایه ها»کامیل به دست دراز شده‌ی دیگو نگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط