{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی تخم عقابی پیدا کرد و آن را در لانه مرغ هایش گذاشت

مردی تخم عقابی پیدا کرد و آن را در لانه مرغ هایش گذاشت

عقاب که بزرگ تر شد

.

.

.

جوجه مرغ ها رو خورد و کمی بعد خود مرغ ها رو هم خورد

سپس پر کشید و به آسمان رفت . 

هم به ریش پیرمرد خندید و هم گند زد به داستان آموزنده ما بی انصاف ....!
دیدگاه ها (۴)

امسال دیگه فرق میکنه!نمیزارم عین سال قبل بشه!حتما میخونم . ....

سلامتی پسری که ... فقط به یه نفر گفت عشقم .... ...........به...

+18....................... ﺧﺨﺨﺨـــﺨﺦ ﺭﻭﻡ ﻧﻤﯿـــﺸﻪ

مورد داشتیم دوران مجردی میخواستهﺩﻧﯿﺎﺭﻭ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﻪ.......ﺣﺎﻻ ﺯﻥ ...

پارت ۱۶

مافیایه عشق P:52

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p10...بعد از کلاس، هر دو از دانشگاه بیرون...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۳۰اولین شب زندگی مشتر...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۱: جواب واقعیچند ثانیه سکوت بینشان ماند.ح...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۶۰: فقط امشببعد از آن بوسه کوتاه، چند لحظه...

زمستانی با توتک پارتی࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘...

اتــاق 𝟕𝟎𝟕⁴«بالاخره برگشتی...»جونگکوک همون‌جا وایساد.«چی؟»پی...

(ادامه ی پارت آخر) گوون خیلی مطمئن سر تکان داد.گوون: آره!لی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط