{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با لباس سفیدش روی صحنه میرقصید

با لباس سفیدش روی صحنه میرقصید
بدنش رو با ریتم تکون میداد
زیر نور مهتابی..درحالی که چندین آدم بهش خیره شدن.
از بچگی به باله علاقه داشت...
از بین اون چندین آدم یکیشون متفاوت بود
اون شخص مافیایی که هویت خودش رو پنهان کرده بود..
بالرین ما خبر نداشت تنها دلیل لبخند یک مافیاست..
اما چی میشه یه روز بعد از اجراش اون مافیا نزدیکش بشه و اون با فکر اینکه فقط یک طرفداره با لبخند ازش استقبال کنه و همین باعث بشه مافیا بیشتر عاشقش بشه...


«بی پایان روی صحنه»
اثری از
کیم وونهی

بزودی...
دیدگاه ها (۱۲)

### پارت ۱۲: فراتر از سایه‌هادو هفته از اون شبِ جهنمی توی ان...

### پارت ۴: رنگِ سرخ رویِ دستانِ سرد نصفه‌شب بود و سکوتِ عما...

پارت هفتم | دیدار دوبارهپارک لاراـ لارااااا!تو خواب نازم بود...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت چهارم: در جستجویِ خاطراتِ خاک‌...

ابلیس

کسخلان گروگان

وانشات از Suga

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط