{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My doll girl Part 11

My doll girl Part 11
داغ شدن گونه هام رو حس کنم آه این چه حسیه قلبم داره از جاش کنده میشه
کوک: ات .. دوست دارم
چی باید میگفتم ؟ منم دوستش داشتم ولی اگه بهم‌صدمه بزنه چی؟ اگه همه شکنجه ها دوباره تکرار بشه چی؟ انگار که ذهنمو خونده باشه گفتش
کوک: نترس من به کسی که عاشقشم صدمه نمی‌زنم
ات: چ...چی؟ نه نه من همچین فکری نکردم
کوک: به من دروغ نگو
ات: باشه خب خب منم دوست دارم
اینقدر سریع گفتم که خودم نگفتم
کوک: میدونستممممم* داد*
ات: چیو؟
کوک: اینکه دوستم داری
ات: از کجا؟؟
کوک: اوممم...نمیدونم
خب؟ نظرته یه کیس فرانسوی داشته باشیم بیبی گرل؟‌
ات: اومممم....نه
کوک: ها؟
ات: گفتم نه!
کوک: اوممم...چرا بیبی؟
ات: چون میدونم کار به جاهای باریک تر میکشه
کوک: هومممم....پس خوبه ک خودت میدونی
ات با سرعت از اتاق اومد بیرون و به سمت آشپز خونه حرکت کرد و همونجا موند...
کوک"
تا رفتم نزدیکش بشم
سریع از اتاق رفت بیرون با دستم پشت گردنمو خاروندم و لبخند دندون نمایی زدم
کوک: تو فوق‌العاده ای دختر!
روی تخت فرود اومدم و با فکر اون دختر بی نظیر و بی نقص بی هوش شدم..
دیدگاه ها (۳)

My doll girl Part 12"کوک"صبح با نور خورشید از خواب بیدار شدم...

My doll girl Part 13اجوما: ارباب اون اومده کوک: چی؟ اجوما:او...

بچه ها من باید یه چیزو بهتون بگم چون حس کردم دارین اذیت میشی...

My doll girl Part 10کوک: اگه به این باشه که کاری که دوست دار...

شب تولدم پارت 15 ات: 80 درصد جونگ کوک: نه بابا تهیونگ و جیمی...

شب تولدم پارت 26ویو ات: مهمون ها به اتاق رفتن به همه لباس دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط