{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوبـــاره دیدمـــش...

دوبـــاره دیدمـــش...

دلـــم برایــش سوخــت انگــار دلــش را کـــسی شکـــسته بــود...

ایــن همــون آدمــی نبــود کــه مــن میشناخـــتم...

از فِــراقِ یـــار درد مـــی کـــشید گُـــمانم معـــشوقه اش گـــرفتارِ چشمـــانِ دیگــری شـــده بـــود...

امّــا کــسی جُــز مــن ســوادِ خــواندنِ نگــاهش را نداشـــت...


کـــاش مــیتوانســتم کُـــمکـــش کـــنم ولــی بــاید تنهـــایش مـــی گُـــذاشتم تــا بــا دردهــایش آرام بگـــیرد...

بـــرایِ همـــین آینـــه را شکــــستم...!
دیدگاه ها (۱۱)

بسلامتــــی انگـــــوری کـــه شیرینی شــــو تبدیــــل به تلخ...

رفیقی نمونده:-\

یه وقتایی∷∶∵∴∵∶ دلــــــــــــــ♥♥ــــــــــــــــت میــــــ...

ڪجا دیدیش؟ -تو فضای مجازی چجورۍ آشنا شدید؟ _لایڪم ڪرد لایڪش ...

☆فرشته☆ چشمانش از گریه سرخ و باد کرده بود و با همین چشمای سر...

بچه که بودم آنقدر از خدا می ترسیدم ،که بعد از هربار شیطنت ، ...

dark life =32یک هفته از اون شب کابوس‌وار گذشته بود. یک هفته ...

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت ²⁰چشم‌های هیونجین آروم آروم بسته شدد...

dark life = 33

🖤 پارت ۲ | «پناه»لانا هنوز جلوی عمارت ایستاده بود.نگاهش به د...

پارت ۱۴: گرمایِ میانِ سرمایِ دارواولین جلسه‌یِ شیمی‌درمانی ب...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط