{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو خیابون لم داده بودیم به یه ماشین مازراتی

تو خیابون لم داده بودیم به یه ماشین مازراتی
یک میلیارد و ۲۰۰ میلیونی
یه پسره اومد بهم گفت
ماشین خودته یا بابات؟
نیم نگاهی بهش کردم و گفتم
دوست داشتی تو هم یکیشو داشتی؟
سوئیچشو درآورد سوارش شد و رفت.
درجا افسردگی گرفتم الانم تحت درمانم!
دیدگاه ها (۱)

زنم زنگ زده داد و فریاد میگه: خاک تو سرت آشغال مگه من واست چ...

منـــ یهـــ دخترمـــــ... با تلنگری باران میشوم... باکلمه ...

T

T

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸✦ویو موقع رسیدن پلیسpov: ات رو شونه مبینا داره گریه می...

عزیز ترین دشمن من🍷پارت اول🍷ویو جیمین:حتما باید الان باشه؟. ...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔_ برو می‌خوام تنها باشم نیم نگاهی به چمدو...

پارت دوازدهم | راهی ویلاپارک لارامهمونی کم‌کم داشت تموم می‌ش...

فیک ووک پارت = ۵ویو ا‌.ت بعد از کلی خرید بلخره لنا خسته شد و...

پارت ۱۵ آن روز قرار بود یک روز کاملاً معمولی باشد.صبح سر کار...

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۸☆از زبان ا/تبعد از مراسم رفتیم عم...

مهمونی خطرناک پارت= 12دلم میخواست بزنم تو دهنش ولی نمیشدنگاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط