{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۸☆

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۸☆


از زبان ا/ت

بعد از مراسم رفتیم عمارت کوک تو ماشین هیچ حرفی نزدیم که کوک سکوتو شکست

کوک:میدونی امروز روز مورد علاقه منه

ا/ت:هه جدی میگی ولی من امروز روز نحسیو در نظر میگیرم

یهو دیدم کوک میخواست دستشو رو رون پام بزاره که سریع مچ دستشو گرفتم

کوک:عع بیبیم عصبیه

ا/ت:فک نکن مثل اون دخترای لوس ام که خجالتیو بی دفاعن راستشو بخوای سخت در اشتباهی هیچوقت نمیزارم دیگه حتی انگشتت بهم بخوره اینو خوب تو گوشت فرو کن حق نداری به من دست بزنی حداقل من این اجازه رو نمیدم

وقتی اینو بهش گفتم یهو وحشی شدو ماشینو زد کنار داشت میومد نزدیک توقع داشت برم عقب اما من بدون اینکه تکون بخورم با چشمایی که غرق در اعصبانیت بودن نگاش میکردم که به حرف اومد

کوک:بیب توهم فک نکن من از اون مدل مردام که مقاومت میکنم هروقت برسیم عمارت میفهمی چخبره

ا/ت:هه......زهی خیال باطل

بعد از یه ربع رسیدیم عمارت که در توسط کوک باز شد

کوک:بفرمایید داخل پرنسس{پوزخند}

ا/ت:خیلی ممنونم پرنس{لبخند مصنوعی}

این پسره احمق داشت دیوونم میکرد فک کرده کیه واقعا عمارت با شکوهی بود در عمارت که باز شد یهو انگار یه موشک خورد به کوک دوست دخترش بود

جینا:وای سلام ددییی بیا بریم اتاق راستش دلم خیلی برات تنگ شده توهم همینطور اینطور نیست؟........هوی تو هرزه تو توی انباری میخوابی فهمیدی؟

ا/ت:امممم باش‌‌‌‌‌..........

کوک:جینا تو اینجا تصمیم نمیگیری از این به بعد اتاقت جداعه ا/ت پیش منه هیچ مخالفتیو قبول نمیکنم هزاربار گفتم اینطوری باهاش حرف نزن دفعه بعد مقاومت نمیکنم
ا/ت دنبالم بیا

جینا:هوففففففففففففف خیله خب ا/ت خانم حالیت میکنم{جوری گفت که کسی نشنوه}

دنبال کوک را افتادم رفتیم تو اتاق اتاقش خیلی بزرگ بود

ا/ت:کوک من میرم حموم

کوک:اوکی برو

رفتم داخل حموم لباسامو در آوردم گذاشتم یه گوشه گذاشتم آب وان گرم بشه بعدم خودمو انداختم تو وان واقعا خسته بودم میخواستم ساعتها توی وان بمونم

ویو کوک:

رفت حموم دیگه وقتشه کاری که مدتها منتظرش بودمو انجام بدم اونو مال خودم کنم

ویو ا/ت

داشتم لذت میبردم که در حموم با شتاب باز شد کوک بود

کوک:وقتی داشتی انقدر تو ماشین زبون درازی میکردی باید فکر اینجاشم میکردی

ا/ت:ک....کوک نزدیک تر نیا

یهو نفهمیدم چیشد که منو کوک تو وان بودیم منم تو بغلش بودم

کوک:باید همکاری کنی وگرنه برا خودت سخت میشه

برای اسمات برین کامنتا عشقای منین
دیدگاه ها (۱)

مرسی بابت حمایتت قشنگممممم خانومییییییی🎀🫠💃

فقط جنی😂😂💃💃

#برادر‌ناتنی‌‌من#Part_44···ویو ا/ت >>رفتیم تو عمارت کوک .خیی...

love in the dark⑥⑦فردا(شب)کوک: سلام ا/ت: یومی کجاست؟ کوک: سل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط