{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شراب سرخ پارت ۱۴۵

شراب سرخ پارت ۱۴۵
#red_wine🍷#red_wine🍷

این زن چی برای خودش بلغور میکرد..
زن و خانم این خونه بشه!!
براش وقت بزاره جنتلمنانه باهاش برخورد کنه!!
که یک وقت خانم به دلش نیاد!!
با بهت و بغض به کیم چشم دوختم.‌..
تهیونگ کلافه دستی به موهایش کشید و گفت:باید لباسمو عوض کنم! اجازه دارم ؟
خانم بزرگ بدون حرف با نامجون از اتاق خارج شدند.
خشکم زده بود..
فقط به تهیونگ و حرکات عصبی‌اش چشم دوختم .
کوسن را با اعصبانیت پرت کرد و به میز چوبی را با قدرت ضربه زد، میز با صدای گوش خراشی کج شد و در هم آمیخته شد..
حواس ‌اش پرت شد خواست با خشم دستی که کتفش آسیب دیده بود را بالا بیاورد و به آینه قدی کنار تخت بکوبد که درد به او این اجازه را نداد..
با مچاله شدن صورتش و اخی که از درد گفت به خودم آمدم و به سوی او پا تند کردم..
دست سالم ‌اش را گرفتم : بسته تمومش کن..داری به خودت آسیب میزنی!
زیر نگاه خیره‌اش پیراهنش را از بدن ورزیده و زخمی‌اش بیرون کشیدم..
باید تعویض میشد..
جعبه کمک های اولیه را آوردم و شروع کردم به باز کردن پانسمان.. در همین حین گفت: نمیخوای چیزی بگی؟
دلم میخواست به تخت و سینه‌اش بزنم جیغ بزنم و از او گله کنم
اما هر چی کنار و گوشه ذهنم دنبال یک دلیل منطقی برای اینکار میگشتم، بیشتر پی میبردم که من هیچ او بودم..
من جز یک نماد نامزد فیک و غیر رسمی چیزی نداشتم..
به قول یونگی حتی دوست دخترش هم نبودم..
با چه نسبتی باید از اون جواب پس می‌گرفتم؟
متوجه گرمی دست‌اش شدم که روی صورتم نشست.
+ چرا داری گریه میکنی؟
دیدگاه ها (۰)

Iove and the moonPart15وارد خونه که شدیم به سمت اتاق رفتم ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 184♡⁠。⁠)⁩تا خود...

تکاپو پارت 109:بطری ها🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍از مأموریت ایستگاه قطار چند ...

شاهکاری به نام دروغ

رایحه پنهانآخر سر آروم سر تکون داد.- عوم... باشه، ارباب.بعد ...

چند پارتی بازی ممنوع

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆    ۷ پارتویو & اتچند لحظه به ...

رایحه پنهانجونگ‌هیون نگاهی به تهیونگ انداخت.بعد دوباره رو به...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 52 "" ویو پارک جیمین ...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 23جین بعد از تماس رینا سریع سوار ماشین شد و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط