{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ـــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــ

چندروز بعد:


+هیونین مامان پیش عمه یجی بمون تا من برگردم باشه؟


÷ باشه ، بابا نمیاد دنبالم؟


+اومدم حق نداری باهاش بری باشه ؟ به عمه گفتم اگه اومد اینجا بگه تو نیستی ، خودتم حواست باشه ، فهمیدی پسرم؟


÷خیلی خوب...ولی خب چرا؟ اتفاقی افتاده ؟


+خب راستش الان نمیتونم بهت بگم اما فعلا نباید بابات ببیندد


÷باشه مامانی حرفتو گوش میدم


لبخندی زدمو بوسه ای روی گونش کاشتم


+افرین پسر حرف گوش کنم ، وقتی برگشتم برات جایزه میگیرم


÷اخجون مرسی مامانی


+مواظب خودت باش ، درسته به عمت سپردم حواسش باشه اما خب میدونی که عقل درست حسابی نداره..


° دیگه چی زنداداش ، میخوای ببری بستریمم کنی ؟ اینطوری خیالت راحت میشه


خنده ای کردم


+خیلی خوب بابا شوخی کردم



چپ چپ نگاهم کرد و اخم مصنوعی بین ابروهاش جا داد و به شوخی گفت :


°خدایا می‌بینی چه زنداداشی داریم؟
دیدگاه ها (۰)

+خیلی خوب خیلی خوب شوخی بسه یجی مثل چشات ازش مراقبت میکنی با...

پارت ۲۸۶+خیلی خوب باشه ببرم ~تصمیم درستی گرفتی سوار ماشین شد...

پارت ۲۸۵~به من ربطی نداره ، دستور پدرخوانده اسبا چشمایی که غ...

پارت ۲۸۴با سوجون همزمان پوزخندی زدیم ؛+هه بچه ؟ تا کی میخوای...

پارت ۵- خب همه چی اوکیه + واو ...چرا اینجا دو خوابه هست ؟- ر...

(دلداده )ا/ت: سلاممممم جین:سلام جوجه رنگیا جیمین: به به سلام...

رمان قلب در تاریکی

پارت ۹ تهیونگ هنوز چند پله بیشتر بالا نرفته بود که صدای خنده...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹²جیمین، پس از اجرای قطعه‌ی کوتاهش...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹²جیمین، پس از اجرای قطعه‌ی کوتاهش...

مخلوطی از عشقو مرگ پارت 8 و اخرات: جونگ کوک من تو رو میخوام ...

پارت چهارمویو ا/تشینیچیرو با چهره ای سراسیمه و گیج شده از مغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط