{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در آتش بودم و کردی بهاران

دَر آتش بودم  و کردی  بَهاران
کشیدی  آتَشَم  بَر باد و  باران
بِباران بَر  سَرم  باری  دوباره
شَمیم  عاشقی   آوَر  بِمیدان
دلِ شب بودم و کردی سِپیده
زمین رویاندی و گُل بیشماران
بهارَم  دادی  و دِل تازه کردی
رها کردی چرا در باد وبوران؟
به سَر دارم تو را میلِ دوباره
دوباره پَربِکش با روی خندان
شُدم  زِندانی از داغِ  نِگاهت
یکی رودی شُدم در گُلعُزاران
دیدگاه ها (۵)

بهاری بود و دِل بود و تو بودیبه ناگه  دین و دِل با هم ربودیز...

فَدای    گِریه های   بی اَمانَتفَدای  شُعله ی    روی   زَبان...

ای شُعله ی سوزان به کُجا می نِگری؟بهرِ چه کسی شُعله کِش و شُ...

خیز و یِکی جُرعه ی آبم بِدهبوسه دَر این حال خَرابم بِدهد...

𝓛𝓲𝓽𝓽𝓵𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓼𝓸𝓷𝓮𝓻 [𝓹𝓪𝓻𝓽 ¹⁰]*جیهوپ ویو*صاحب اونجا یه مرد مسن و ...

تکپارتیاول از هم لطف کنید گزارش ندیدمیتونید به حای اسم مهسا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط