{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی

ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی
چه شرابی به تو دادند که مدهوش شدی
تو که آتشکده ی عشق و محبت بودی
چه بلا رفت که خاکستر و خاموش شدی
به چه دستی زدی آن ساز شبانگاهی را
که خود از رقت آن بیخود و بیهوش شدی
تو به صد نغمه٬ زبان بودی و دلها همه گوش
چه شنفتی که زبان بستی و خود گوش شدی
خلق را گرچه وفا نیست ولیکن گل من
نه گمان دار که رفتی و فراموش شدی ...


❤❤❤
دیدگاه ها (۱)

مرایک شب درون دل به صرف عشق دعوت کنزیانی نیست، گردیدی تقاضای...

نازنینم! آیینه ی تنها شدنم باش انگیزه ی وابسته به دنیا شدنم ...

✘ بعضی وقتا آدم عجیب دلش میخواد یکی بهش گیر بده ! ヅ ❥✘ازش بپ...

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانمپرم از حس دلگیری که نامش ر...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

حقیقت پنهان پارت ۵نامجون اولین کسی بود که قدم برداشت و به سم...

ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدیچه شرابی به تو دادند که مد...

ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدیچه شرابی به تو دادند که مد...

ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدیچه شرابی به تو دادند که مد...

ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدیچه شرابی به تو دادند که مد...

ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدیچه شرابی به تو دادند که مد...

ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدیچه شرابی به تو دادند که مد...

صبا با تو چه گفتند که خاموش شدیچه شرابی به تو دادن که مدهوش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط