{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه ...

ادامه ...



با کت شلوار به شدت مشکی و هودی آبی رنگ کربات زرشکی رنگ کفش های براق سمت در رفت دخترک از روی مبل بلند شد دونگهو افوس به خودش گفت
ات: کی میایی
تهیونگ جدی سمتش نگاه کرد
تهیونگ: چطور ؟
ات خجالت کشید از حرفی که زد شاید فکر میکرد که کارش زشت بود ...
ات: هیچی فقد کربات شما یه جوریه
تهیونگ آبروی بالا انداخت سپس زل زد به کربات خودش
تهیونگ: اینکه چیزیش نیست
دخترک آروم لبخند زد چطور این کج بودن کرباتش را متوجه نمیشه آروم هم شد و پسر بچه را در گهواره اش گذاشت سپس سمت تهیونگ هجوم برد بلافاصله با لپ های قرمزی و پر از خجالت گفت
ات: کجه اگه بخوای میتونم برات درستش کنم
تهیونگ نیشخندی زد سپس با لحن خبیثانه ای گفت ...
تهیونگ: چرا که من نیکی و پرسش ؟
دخترک آروم مشفول درست کردن کرابات تهیونگ شد سپس گفت
دیدگاه ها (۴)

معجزه زندگی )پارت بیست و هفت ات: تموم شد درستش کردم قدمی عقب...

معجزه زندگی )پارت بیست و هشت لبخند زد و دونگهو را به آغوش پد...

معجزه زندگی )پارت بیست و شیش تند سمت صدای که حالا شنید نگاه ...

معجزه زندگی )پارت بیست و پنج صدا زنگ گوشی به گوشش خورد آروم ...

دردسرهای بچه داری پارت ۱۰

پارت ۱۵ ات خندید و تهیونگ رو بغل کرد ....تهیونگ گفت ...قربون...

جادویی به نام عشق

دردسرهای بچه داری پارت ۱۱

.......//برده ی زیبا//........

dark life =36جیمین تقلا کرد. سعی کرد خودش رو آزاد کنه. ولی ت...

قاتل زنجیرای من 🩸⛓️[25]وقتی تهیونگ سوار ماشین شده گوشیش زنگ ...

رمان دختر خاص پارت 29ات و وونی وارد کلاس شدن. سه پسر هم پشت ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕𝟐جیمین:چی؟(متعجب بلند)جونگکوک:باید انجا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط