{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان عشق من واقعیه

رمان عشق من واقعیه


part 74


ویو خانه جیمین

× داداشم خودت میدونی داری چکار میکنی ؟

& اوهوم

× نه والا ... فک نکنم خودتم از کارات سر در بیاری

& کمتر زر بزنی ممنون میشم ... خبری از یونا نشد ؟

× خیر ... هنوز هیچی نگفته

& نمیتونم از نزدیک حواسم کوک و باباش و نیلا باشه

× خب ؟

& باید به فکر باشم ... هر اتفاقی که توی اون خونه میوفته خیلی واسه عملیاتمون حیاتیه....


........

ویو نیلا

بعد از کلی قدم زدن با هانا متوجه شدیم سه ساعت گذشته و باید به فکر برگشت به خونه باشیم

دلم توان رو‌به‌رویی با کوک و برادرش رو نداره
اصلا کاشکی همون شب که به خونه کوک رفتم باهاش ازدواج میکردم
درسته با عقل جور در نمیاد ...
ولی بهتر از این وضعیته

اصلا کاشکی الان که به خونه بر میگردیم کوک جلوم زانو بزنه ازم خاستگاری کنه و به دور از چشم بقیه خانواده باهم فرار کنیم

ولی .... هیچ کدوم از این اتفاقات شدنی نیست
من زن برادر کسیم که بچش توی شکم منه

خب ... اولاش عصبانی شدم ولی از داشتن این بچه ناراحت نیستم

من این بچه رو دوست دارم

و امیدوارم آیندش مثل مادرش سیاه نباشه و وقتی به دنیا میاد با خانواده پدرش روبه‌رو نشه

و اینکه هیچ وقت نفهمه تو چه شرایطی به وجود اومده

من بجاش باشن و اینارو بفهمم در جا خودکشی میکنم
دیدگاه ها (۲)

پارت سه کوک: نهمیسو: به هر حال که تو مدرسه میری بیا دیگه( کو...

RESPECT OR DIE : پارت پنجم آرام آن را برداشت...— شما درباره‌...

#in_your_eyespart_11۲ویو کایلا از همون اول صبح می‌دونستم امر...

شب تولدم فصل 3پارت 6راه افتادیم به سمت بار وقتی وارد شدیم چن...

از الان عکس رمان تهیونگ اینه نظرتون رو راجب عکسه بگینپارت هش...

پارت پنج

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

From hate to lovePart::3?خب جونگ کوک چی بهت گفت که از سر جاش...

پارت ۲بچه ها ببخشید تو پست قبلی یادم رفت بگم که فکر کنم خودت...

Iove and the moonPart16ویو کوک الان چون زنمه باید به حرفش گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط