{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پرنده هایی که روی شاخه نشستند، هرگز ترس از شکستن شاخه ندا

پرنده هایی که روی شاخه نشستند، هرگز ترس از شکستن شاخه ندارند...
زیرا اعتماد آنها به شاخه ها نیست، بلکه به بالهایشان است...
همیشه به خودت اعتماد داشته باش، خودت را باور کن!
همیشه خودت را نقد بدان، تا دیگران تو را به نسیه نفروشند...
سعی کن استاد تغییر باشی، نه قربانی تقدیر...
"در زندگیت به کسی اعتماد کن که به او ایمان داری نه احساس"
و هرگز، به خاطر مردم تغییر نکن! این جماعت هر روز تو را جور دیگری می خواهند...
مردم شهری که همه در آن می لنگند، به کسی که راست راه می رود می خندند!
دیدگاه ها (۱)

این خزانم را نبین من هم بهاری داشتم با  تمام  بی کسی هایم ...

"دل"♥حریمی است که حرمت دارد...لمس دست هر نامحرم ، بر ضریح حر...

خواهرزادم (راحیل) فداش بشه دایی

💙آدم‌ها را نه با آغازشان، که با پایانشان می‌توان شناخت.عشق د...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۲: «تاج...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

پارت: 28 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آدم‌ها همیشه یه الگوی رفت...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟝: حرف‌های ناگفتهروز بعد، ا/ت از ساختمان دا...

🎭 آخرین نقشپارت نهمصبح روز بعد، لیانا زودتر از همیشه به استو...

پرسه در جنگل... صبح...نور خورشید آرام داخل اتاق ات افتاد.ات ...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۴ | نامه‌ی مادررینا هنوز نامه را در دستش نگ...

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط