ادامه پارت قبل
ادامه پارت قبل
دختره متقابل خنده ای کرد و گفت ... ات: مهم نیست آدم ها خطا میکنند ..
خانم کیم : رئیس جئون جونکوک گفتن اینو بدم بهت حتی گفت اگه کار برای پیش نیومده بود خودش اینو بهت میداد ولی نشد ....
دختره باز هم به آن وسیله نگاه انداخت و گفت ... ات: خوب کجا رفته ... با اخم و لبهای آویزان گونه های قرمز و تپل موهای رو پیشانی اش به شدت او را بامزه کرده بود
خانم کیم: دخترم من باید برم زیر زمین مراقب خودت باش الان برمیگردم آخه آقای رئیس تأکید کردند که مراقب شما باشم
دختره لبخندی زد و گفت .... ات: نه برو مراقب هستم
خانم کیم سری تکون داد و سمته پله ها قدم برداشت
دختره متقابل خنده ای کرد و گفت ... ات: مهم نیست آدم ها خطا میکنند ..
خانم کیم : رئیس جئون جونکوک گفتن اینو بدم بهت حتی گفت اگه کار برای پیش نیومده بود خودش اینو بهت میداد ولی نشد ....
دختره باز هم به آن وسیله نگاه انداخت و گفت ... ات: خوب کجا رفته ... با اخم و لبهای آویزان گونه های قرمز و تپل موهای رو پیشانی اش به شدت او را بامزه کرده بود
خانم کیم: دخترم من باید برم زیر زمین مراقب خودت باش الان برمیگردم آخه آقای رئیس تأکید کردند که مراقب شما باشم
دختره لبخندی زد و گفت .... ات: نه برو مراقب هستم
خانم کیم سری تکون داد و سمته پله ها قدم برداشت
- ۱۷.۵k
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط