{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرچه تمام بودنم گمشده در نبودنت

گرچه تمام بودنم گمشده در نبودنت
غرق محال می شوم ، خام دوباره بودنت

چهره ی زیبای تو را نقش خیال می کنم
باز به خواب خویشتن رسم محال می کنم

حسرت دیدار تو را آهِ دوباره می کشم
در شب بی ستاره ام تو را ستاره می کشم

کاش دوباره بنگری بر دل زار و خسته ام
خسته که نه ز عشق تو خرد شدم ، شکسته ام

روز میان خواب من باز غروب می شود
« اگر بیای از سفر آه چه خوب می شود »

مثل همیشه می روی باز تو از خیال من
باز تمام می شود آرزوی محال من

نقش تو پاک می شود باز ز خواب می پرم
حسرت دیدار تو را به کنج سینه می برم
دیدگاه ها (۵)

کاش لیلــی، خبر از درد دل مــجنون داشتشهر دلدادگی ای کاش، کم...

.این قانون آدم هاست !تا زمانی که هستی آسوده اند از بودنت …گا...

می گویند زمان، آدمها را عوض می‌کنداشتباه نکن..!"زمان "حقیقت ...

باورش سخت است فکر کردن به این جملهتا وقتی که حالش را نپرسیسر...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

داشت می‌رفت خم شد و #بوسید#طفل خود را که گرم #بازی بودو کلاه...

عاشقانه های شبنم

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش دوم_"دوست دارم سوروس"دوبا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

مردی که در کنارم بود

my snow ❄#my_snowPT30~بعد از این همه سال...یه خنده‌ی کوتاه م...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

پارت دوم جنگ میان قلب و مغز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط