{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }
𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁵⁷
.
.
بعد از خوردن قهوه مدیر لب باز کرد
بک‌میون : خب ، چیزی شده که اومدی پیشم؟
شکلات تو دهنم رو قورت دادم
ملودی : راستش ، تو این مدتی که نبودم همه چیز عالی بود ، همه درس هارو طبق روال میخوندم و خیلی هاشون رو حتی از روند مدرسه جلو تر بلدم ، چون تو خوابگاه بیکار بودم و خب درس تنها کار من بود
با لبخندی که رو لب داشت گفت
بک‌میون : چه عالی ، پس مشکل چیه؟
سرمو پایین انداختم و نگاهمو گرفتم
ملودی : به جز یه درس.. ریاضی
دوباره نگاهش کردم ، هنوزم لبخند داشت
ملودی : هربار که میخواستم بخونم چیزی مانعم میشد ، نمیتونستم تمرکز کنم
سری تکون داد
بک‌میون : معلم خصوصی میخوای؟
لبخندی زدم
ملودی : بله ، اگر لطف کنید میخواستم از مدرسه معلم خصوصی بگیرم
بک‌میون : چرا که نه ، اما معلم خصوصی ریاضی‌مون مرخصی استعلاجیه ، سه نفر دیگه هم مشغولن . مشکلی نداری فرد جدیدی رو بهت معرفی کنم؟
ملودی : نه همینکه دارید بهم لطف میکنید برام کافیه
بک‌میون : پس یه قرار باهاش هماهنگ میکنم توی کتابخونه روسا بهت یاد بده ، زمانش رو بهت اطلاع میدم
تشکری کردم و از جام بلند شدم
ملودی : اگر اجازه بدید از حضورتون مرخص بشم
از جاش بلند شد
بک‌میون : بیشتر بهم سر بزن خوشحال میشم
لبخندم رو پررنگ تر کردم
ملودی : حتما ، خدانگهدار
سری تکون داد و با خداحافظی کوتاهی بدرقه‌ام کرد . از دفتر بیرون اومدم و به سمت کلاس رفتم ، چند زنگ داشتیم هنوز .
بعد از تموم شدن مدرسه با بچه ها به سمت اتوبوس رفتیم تا برسیم خوابگاه . خیلی خسته بودیم ، شنبه ها ۹ زنگه بودیم و واقعا خسته کننده بود
بعد از اینکه رسیدیم خوابگاه لباسام رو عوض کردم و به سمت تخت رفتم ، گوشیم رو برای ساعت پنج تنظیم کردم و به خواب رفتم

< the weekend >

شلوار پارچه و کراپ آستین بلند مشکی تن کردم و کمربند قهوه‌ای که با رنگ اور کتم مشابه بود رو پوشیدم . دم اسبی موهام رو سفت و چتری هام رو مرتب کردم ، برای بار اخر آرایشم رو چک کردم و ادکلنم رو زدم و از خوابگاه بیرون اومدم .
هوا خیلی سرد بود احتمال میدادم امشب برف بیاد
دیدگاه ها (۳)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part66سری تکون دادم و بیحال رفتم سمت یخچالدرش...

وقتی بچه دارین ولی . ....هوفی کشیدم، جیغ دوباره ی سول بلند ...

《نوری در دنیای مرده ها》ویو یوناامروز باید برم مدرسه وایییی ا...

امروز بالاخره رفتم مدرسهوای بیاید براتون تعریف کنماول کاری ک...

وقتی درسش بد بود و..

{عشق فراموش شده}[P9]+ بله بله درسته. به همین اسمهپیرزن :خب ب...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۵ *آوا*آبروتون رو میبرم .به این ر...

پارت هشتم فردا صبح جونگکوک مثل همیشه بلند شد و کار های همیشه...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط