{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سالها بعد وقتی دخترم از من میپرسد که چه شد این همه دفتر

سالها بعد وقتی دخترم از من میپرسد که چه شد این همه دفتر پُر از عاشقانه دارم
او را جلویم می نشانم وقتی موهایش را میبافم
آرام میگویم مردی همین گوشه کنارِ شهر عاشقانه های مادرت را نشنید
از آن روز تا به حالا یک جفت چشم و یک صدای بم مادرت را شاعر کرده ...
دیدگاه ها (۳)

گفته بود اولینَ ش "من" هستمباورش کردمافتخار هم میکردماولینِ ...

گرم هم آغوشی و لبخندی...تو، بستر بیتابتون تا صبح...تکلیف تنه...

خوب من اضطراب کافی نیست جسدم را برایت آوردمهی بریدی سکوت بار...

همیشه یک نفر هستکه زندگی را به دو قسمتقبل و بعد از خودشتقسیم...

جنگل نفرین شده پارت ۲۶

ا🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۶«پدر»ات هنوز به درِ سیاه خیره مانده...

🖤 قفس سیاهپارت بیست‌وپنجم | پدرصدای قدم‌ها از بیرون نزدیک‌تر...

پارت چهارم | چیزی که نباید می‌فهمیدصبح با سکوت سنگینی شروع ش...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے¹بوی تند...

دریاچه خونین : پارت 1صدای در به صدا در آمد. خدمتکار : اجازه ...

.قمار آخرقسمت اول :قمار باران شدیدی می باریدلارا پشت پنجره ا...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 161✦...................

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 157✦...................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط