تفسیر و توجیه
تفسیر و توجیه
تاریخ انتشار : 1385/4/10 بازدید : 4841 منبع: پایگاه حوزه
سوال
معنی دقیق کلمه توجیه چیست؟ و آیا این درست است که ما در اسلام تفسیر داریم نه توجیه؟
پاسخ
توجیه یعنی مطلبی را بیان کرده و وجه درست و منطقی برای او تحریر کنیم و به شکلی او را از اشکالات وارده نجات بخشیم. توجیه گاهی موجه و قابل دفاع بوده و شواهد و ادله تایید کننده ای دارد که کار درستی است. و گاهی تنها صورت سازی و تاویل بردن های نابجا و عوضی کردن الفاظ و باقی گذاشتن معنا است که ناپسند و نوعی مغلطه و به اصطلاح توجیه ناموجه است.
اما تفسیر یعنی پرده برداشتن از حقایقی که به جهاتی از ما پنهان مانده اند که تفسیر هم خود می تواند درست یا غلط باشد.
گاهی بعضی از اعمال و رفتار چنان تاثیری بر الفاظ و اصطلاحات می گذارند که متاسفانه آن لفظ و اصطلاح از معنای اصلی خود عدول کرده و معنایی منکر و غیر ارزشی پیدا می کند کلماتی مانند استعمار که طلب آبادانی است و مزخرف که به معنای طلا کاری می باشد به مرور زمان به ضد معنای خود تبدیل شده اند چون به نام آبادگری بسیار ویرانگری صورت گرفت و لذا کلمه استعمار منفور شد و چون به نام طلاکاری اینقدر خلافکاری شد کلمه مزخرف معنای ضد ارزشی و لغو پیدا کرد.
کلماتی مانند توجیه و تفسیر هم در شرف چنین تاویلی هستند حقیقت آن است که توجیه موجه و تفسیر صحیح که هر کدام باید شواهد و ادله تایید کننده ای داشته و شواهدی بر نفی آنها نباشد، مقبول هستند ولی آنجا که از مسیر خود که علامت آن عدم تایید شواهد و ادله است، منحرف می شوند بد فرجام خواهند شد.
تاریخ انتشار : 1385/4/10 بازدید : 4841 منبع: پایگاه حوزه
سوال
معنی دقیق کلمه توجیه چیست؟ و آیا این درست است که ما در اسلام تفسیر داریم نه توجیه؟
پاسخ
توجیه یعنی مطلبی را بیان کرده و وجه درست و منطقی برای او تحریر کنیم و به شکلی او را از اشکالات وارده نجات بخشیم. توجیه گاهی موجه و قابل دفاع بوده و شواهد و ادله تایید کننده ای دارد که کار درستی است. و گاهی تنها صورت سازی و تاویل بردن های نابجا و عوضی کردن الفاظ و باقی گذاشتن معنا است که ناپسند و نوعی مغلطه و به اصطلاح توجیه ناموجه است.
اما تفسیر یعنی پرده برداشتن از حقایقی که به جهاتی از ما پنهان مانده اند که تفسیر هم خود می تواند درست یا غلط باشد.
گاهی بعضی از اعمال و رفتار چنان تاثیری بر الفاظ و اصطلاحات می گذارند که متاسفانه آن لفظ و اصطلاح از معنای اصلی خود عدول کرده و معنایی منکر و غیر ارزشی پیدا می کند کلماتی مانند استعمار که طلب آبادانی است و مزخرف که به معنای طلا کاری می باشد به مرور زمان به ضد معنای خود تبدیل شده اند چون به نام آبادگری بسیار ویرانگری صورت گرفت و لذا کلمه استعمار منفور شد و چون به نام طلاکاری اینقدر خلافکاری شد کلمه مزخرف معنای ضد ارزشی و لغو پیدا کرد.
کلماتی مانند توجیه و تفسیر هم در شرف چنین تاویلی هستند حقیقت آن است که توجیه موجه و تفسیر صحیح که هر کدام باید شواهد و ادله تایید کننده ای داشته و شواهدی بر نفی آنها نباشد، مقبول هستند ولی آنجا که از مسیر خود که علامت آن عدم تایید شواهد و ادله است، منحرف می شوند بد فرجام خواهند شد.
- ۱.۳k
- ۱۴ شهریور ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط