{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فصلـ۴

فصلـ۴

+ای وای خدایا نمیتونم تکون بخورمممم
-پسره:وای چه گیری افتادمااااا خو مجبوری حرف بزنی ؟جلو پاتو نگا کن یه وقت نمیری
+خفه شو خفه شو ،رویا اجی کمکم کن ای (با گریه)
-وای اجی مریمم بمیرم الهی
رویا با هزار زور و زحمت بلندم کرد و به صندلی های داخل هدایتم کرد
+اوووف خدا نابودش کنه یه معذرت خواهیم نکرد
-هوم دقیقا
+چه ایس پکی میخوری؟
-اوووم تمشک
+اوکی منم شکلاتی تلخ
-(گارسون):چی میل دارین؟
+یه ایس پکه شکلاتی تلخ و یکیم تمشک
منتظر بودیم که پسره به یه دختر بسیار بسیار جلف میز روبه رویی ما نشستن پسره مارو ندید اما دختره چرا میزا چون حالت Lمانند بودن نزدیک هم بودیم و صداها به راحتی به گوش میرسید
دختره-وای اگه جات بودم بیرونش میکردم سهند
پس اسمش سهنده خخخ یاد سهند و سبلان افتادم
+رویا این دختره مارو میگه؟؟
سهند-.....
دیدگاه ها (۴)

★ازدواج اجباری...p⁴بعد اینکه با چتر رسیدیم خونه، نشستیم روی ...

یکم کرم زدم به پوستم ...داشتم خطه چشم میکشیدم که هی مهیار می...

part 8

عشق بی پایان

part20Daddy fucker vahshim🥑ویو کوکولی چرا ا/ت با من اینکارو ...

#پارت55از تاکسی پیاده شدیم. که صدای نگین بلند شدنگین: وای خد...

پارت ۵#من* اسلحه بوده که بوده اصن انتهاری هم اگه نو کیفم باش...

my mafia part¹³م.ب: پیدا کردممممیه لباس دراوردو نشون دادا/ت:...

۶ « بسم الله الرحمن الرحیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط