{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک پنجره برای دیدن

یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیدن
یک پنجره که مثل حلقه ی چاهی
در انتهای خود به قلب زمین می رسد
و باز می شود بسوی و سعت این مهربانی مکرر آبی رنگ
یک پنجره که دستهای کوچک تنهایی را
از بخشش شبانه ی عطر ستاره ها سرشار می کند .

و می شود از آنجا خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کرد
یک پنجره برای من کافیست.




فروغ فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ¹ | پارتـ ¹🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

پارت: 13 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخوردِ کارد و چنگالِ...

یک سال با اژدها

🍷 شراب قرمزپارت ۱۳ | سایه‌ی خیانترینا هنوز به پیام روی گوشی ...

007-پنهان در مه - پارت ۷۲

دریاچه خونین :فصل دوم _ پارت ۲۴تقریباً یک ماه از ورود چویا ب...

پارت۴۶اعلامِ پدرصبح، عمارتِ کیم برخلاف همیشه شلوغ بود. ماشین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط