{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتنی هایی به دل دارم نمیگویم به تو

گفتنی هایی به دل دارم نمیگویم به تو
عاشقت هستم، گرفتارم، نمیگویم به تو
جان من، با تو هزاران دردِ دل دارم ببین
آنقدر تلخی که اسرارم نمیگویم به تو

سال ها گفتم غزل از شور و شیدایی ولی
از دلیل بغضِ اشعارم نمیگویم به تو
کمترین تدبیر دل را مُهر باطل میزنی
صد گره افتاده در کارم نمیگویم به تو

گفته بودی صحبت از عشق و وفا هرگز مگو
لب مچین دیگر که افکارم، نمیگویم به تو
این همه قهر و غضب حالم چه می پرسی برو
کم کن این بیهوده آزارم، نمیگویم به تو

با قصاوت هر چه میخواهی بگو تکرار کن
گفتنیهایی به دل دارم، نمیگویم به تو
دیدگاه ها (۱)

روزی خواهم رفت! تنهای تنها! ازهمه خواهم گذشت! زندگی خواهم کر...

دلتنگی را چگونه هجی کنم تا درک کنی ؟ چهار ستون بدنم زیر سنگی...

عشق ویرانــــگر او در دلــم اردو زده است هرچه من قلب هدف را ...

رنگ اشکم بی تو دارد ارغوانی می شود/ سرفه هایم تازگی ها آن چن...

گفتنی هایی به دل دارم نمیگویم به توعاشقت هستم، گرفتارم، نمیگ...

گفتنی هایی به دل دارم نمیگویم به توعاشقت هستم گرفتارم نمیگوی...

گفتنی هایی به دل دارم نمیگویم به توعاشقت هستم گرفتارم نمیگوی...

گفتنی هایی به دل دارم نمی گویم به توعاشقت هستم گرفتارم نمی گ...

گفتنی هایی به دل دارم نمی گویم به توعاشقت هستم گرفتارم نمی گ...

گفتنی‌هایی به دل دارم نمی‌گویم به توعاشقت هستم گرفتارم نمی‌گ...

گفتنی‌هایی به دل دارم نمی‌گویم به توعاشقت هستم گرفتارم نمی‌گ...

گفتنی‌هایی به دل دارم نمی‌گویم به توعاشقت هستم گرفتارم نمی‌گ...

گفتنی‌هایی به دل دارم نمی‌گویم به توعاشقت هستم گرفتارم نمی‌گ...

گفتنی هایی به دل دارم نمی گویم به توعاشقت هستم گرفتارم نمی گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط