{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم

خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم

تو را بخشنده پنداشتم و گناهکار شدم

تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم بازگشتم

تو را گرم دیدم و در سردترین لحظات به سراغت آمدم

تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی؟؟؟



يا ستارالعيوب
دیدگاه ها (۳)

توشۀ راه ابوذر در کنار کعبه به پا خاست و گفت: من جندب بن سکن...

خواهرم و برادرم!شما خسته نشدی از جلوه نمایی تن در بازار اسیر...

جواهری در دژ الهی (دوستان اگه میشه چند دقیقه ی وقت بزارید) د...

مهرآفرینا! سجاده ام را به سمت قبله نیاز می گشایمتا ذره ذره و...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

پارت ششسانا: اگر حرفم رو باور نکردی اشکال ندارهفقط بهم گوش ک...

نمیدانم چی باعث شد که وقتی به چشمانش نگاه کنم ضربان قلبم بال...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

ازدواج پر حاشیه من☆پارت ۷☆{اسلاید دو انگشترا}ویو ا/ت:صبح ساع...

رمان تو خود منی

در جست و جوی خاطرات.پارت ۱۵

داستان زندگی منپارت:22_لونارو آروم سمت خودم کشیدم و شروع کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط