{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر می توانستم

اگر می توانستم

بهار را مثل پیراهنی به تن کنم

دوباره به دهکده بر می گشتم

و با دسته گلی در دست

همراه مادرم به خواستگاریت می آمدم

اگر می توانستم

بهار را مثل پیراهنی به تن کنم

می دانستم چه کارهایی بکنم

که مرا دوست بداری

به آبی چشم هایت مروارید می ریختم

چمن را زیر پایت پهن می کردم

اما افسوس

نمی شود از بهار، پیراهن برید

نمی شود پرنده و ترانه را قیچی کرد

سوزن در تن درخت کار نمی کند

و به بارانی که می بارد نمی شود دکمه دوخت
دیدگاه ها (۵)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

Six

‍ دلم می خواست توانی داشتم به عظمت خورشیدیک روز که چشم می گش...

‍ دلم می خواست توانی داشتم به عظمت خورشیدیک روز که چشم می گش...

ما با #شعرهای کوچکمان ادامه می‌دهیم و انتظار می‌کشیم،چه موقع...

رمان دختر شینا ۲۲۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط