{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

At the half of heaven

At the half of heaven
Part 9
"خودتم خوب میدونی نمیتونی اینکار رو بکنی لی مینهو من مثل بقیه نیستم که وایسم و عین سگ از قلدری هات بترسم"
"هه زیادی شجاع شدی کله فندقی"
"حداقل از تو شجاع ترم سگ پاچه گیر"
لینو با یه دستش یقه اشو گرفت و دست دیگه اش که مشت شده بود رو نزدیک صورتت هان نگه داشت و از عصبانیت دستش میلرزید
ویو فلیکس
با وارد شدن داخل کلاس و دیدن هان و لی مینهو سریع رفتم نزدیکشون سعی کردم جداشون کنم
"هی هی لی مینهو ولش کن"
لینو از عصبانیت زیاد فلیکس رو هل داد که باعث شد فلیکس بیوفته زمین
"تو دخالت نکن"
هان گفت:
"بس کن لی مینهو این وحشی بازی ها چیه؟ "
با عصبانیت لینو رو به سمت دیگه ای هل داد و به سمت فلیکس رفت و دستشو جلوش گرفت تا بلند بشه و با نگرانی گفت :
"حالت خوبه فلیکس ؟"
فلیکس سعی کرد از سرجاش بلند شه و همینجور که به چهره ی عصبی لینو زل زده بود خطاب به هان گفت:
"م..من خوبم"
با دست چپش روی جای کبودی دست راستش رو گرفته بود و هان وقتی دید دستشو گرفته سعی کرد ببینه که چش شده ولی فلیکس مقاومت کرد و فقط گفت:
"چیزیم نشده، لازم نیست نگران شی...راستی،سلام صبح بخیر"
لبخندی تحویل هان داد و از سرجاش بلند شد و بعد از تکوندن لباساش کیفشو گذاشت روی صندلیش و رو به هان گفت:
"میای تا وقتی کلاسمون شروع میشه بریم ببرون؟"
لینو هم بعد از به طرز بدی انداختن صندلی روی زمین به سمت در خروجی کلاس رفت
هیونجین با وارد شدن به کلاس و دیدن لینو تو اون وضعیت بازوی لینو رو گرفت و گفت:
"چت شده لی مینهو؟"
لینو بدون در نظر گرفتن هیونجین و سوالش فقط گفت:
"الان حوصله ندارم بعد حرف میزنیم"
و بعد از هیون دور شد
فلیکس با دیدن هیونجین رفت سمتش و با لبخند گفت:
"اوو سلام صبحت بخیر، بینیت چطوره؟"
"ببینم چه خبر بوده اینجا؟ "
"خب راستشو بخوای منم درست نمیدونم، فکر کنم هان هیونگ و مینهو شی دعواشون شد و..."
هان جلوی دهن فلیکس رو گرفت و نزاشت حرف دیگه ای بزنه و رو به هیونجین گفت:
"برو از اون دوست دیونه ات بپرس"
فلیکس نگاه گیجی به هان انداخت و آروم گفت:
"هان، چیکار میکنی؟"
هان که عصبی بود گفت:
"ولش کن اهمیت نده"
هیونجین آه کلافه ای کشید و گفت:
"بس کن هان جیسونگ انقدر سر به سر لینو نزار "
"بهتره اینو به دوست عزیزت بگی هوانگ"
و رو به فیلیکس گفت :
"بیا بریم فلیکس"
"باشه،(رو به هیونجین) پس ما دیگه میریم"
دیدگاه ها (۰)

جهت یادآوری و یه توضیح کوچیک برای فرشته هایی که تازه به جمعم...

At the half of heavenPart 7ویو فلیکس از وقتی که پدر زنگ زد ا...

At the half of heavenPart 5ساعت حدود یک بعد از ظهر بود و مرب...

آپدیت توییتر استری کیدز[خاطرات اسکیز 📸]لی مینهو سونبه نیم🏫رس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط