وَقتی خواستم یک عَکــس اَز چهره ے لطیفَمـ بگیرمعَکآس کــ
وَقتی خواستم یک عَکــس اَز چهره ے لطیفَمـ بگیرمعَکآس کــﮧ گـُفت :بگو سـیـب ؛مَن یآدِ حِمآقَتــــ حَـ ـوآ اُفتَادم،وَ پـُوزخَندی زَدَمـ ...!اگر دلـــ ــت هــوسِ آن درختِ سیــــ ـب را نمــــی کردمن الـان در آغـوش خدایم بودمحیف...چقدر تاوان פֿــوردن یک سیب را بدهیم؟
+نویسنده:ثناخانومى
+نویسنده:ثناخانومى
- ۲۵۲
- ۲۲ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط