{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت من ...

حکایت من ...
حکایت کسی است که عاشق دریا بود اما قایق نداشت؛
دلباخته سفر بود اما همسفر نداشت؛
حکایت کسی است که زجر کشید اما ضجه نزد؛
زخم داشت ولی ننالید؛
گریه کرد اما اشک نریخت؛
حکایت من ...
حکایت کسی است که پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه صداها را بشنود!
دیدگاه ها (۲)

My Arirang Part 8

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

dark life = 20

معامله p22مأمور با عصبانیت به در خیره شد.«این در ضدگلوله‌ست....

جیمین امیدوارانه برگشت._ «خودمم. دکتر، حال.. همسرم..؟»دکتر آ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون 𝗣𝗔𝗥𝗧 : 143✦..................

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت نــوزدهــم 𓆪 🖤🥀یون برای چند ثانیه هیچ حرفی نز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط