{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با پایان سال شروع به خانه تکانی کردم،به خانه دل که رسیدم

با پایان سال شروع به خانه تکانی کردم،به خانه دل که رسیدم محبتتان را برداشتم نه غباری داشت ونه کهنه شده بود، مهرتان جاودانه در دلم خواهد ماند. :-)
دیدگاه ها (۱۰)

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

عاشق part¹ویوات :  از خواب بیدار شدم کوک نبود الان دیگه ظهر ...

Six

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۳۰ | پایانساعت هشت شب...سوا و جونگ‌کوک ...

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

#لبیک_سید_مجتبی✊🇮🇷یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ...

My nurse

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وپنجم: جای خالیِ کنارم---صبح.چشمانم ر...

✲ در پایان ، آنچه از ما می‌ماند ، ردِ مهربانیِ ما بر دلِ انس...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط