{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالا مدتی است که ذهنمن را خالی کرده ام از خیال و دلم را ا

حالا مدتی است که ذهنمن را خالی کرده ام از خیال و دلم را از امید ، نشسته ام لب پنجره و نگاه میکنم به روزهایی که به سرعت میگذرند ، رسیده ام به بی حسی ، به بی تفاوتی ، به حس برگی که میداند به زودی و با اولین باد خواهد افتاد ...........
دیدگاه ها (۶)

به خدا فقط همین دیگه بیشتر نمیخوام .....

https://wisgoon.com/kookjkoooمن اولین و آخرین خریدار اداتمام...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

سفید و سیاه🤍🖤پارت اول⚡️# قسمت ۱: «اجبار» 🤍🖤**صحنه ۱ - داخلی:...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏2●•_ویلیام جیمز موریارتی_توی ی...

جدایی

پارت ۲۸ ته: ساکت شو!همون یک جمله کافی بود.انگار تمام بغضم یک...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

✦ اولین گناه ✦فصل نهم: مردی که برگشت---با بدنی که آتش بود، ا...

از دشمنان تا عاشقان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط