{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ³/⁵

پارت ³/⁵

نمیدونم چرا یه دفعه ای احساس کردم برادرمو نگاه میکنم ولی بیخیال این که منو ازار اذیت میکنه غیرممکنه که داداشم باشه
وقتی از فکر زدم بیرون یونگی برای خداحافظی پیش ما اومد
ویو جیمین
نمیدونم چرا ولی فک میکنم یه حسی نسبت به من داره که نگرانمه
ولی این از اون دخترا نیست که با یه حرکت کیوتانه عاشق بشه باید یه حرکت خفن انجام بدم تا عاشق بشه ولی بیشتر به فکر اون ناشناسم که فک میکنم اون..............

×اصکی ممنوع×
دیدگاه ها (۱)

یک استی به دلیل آزار از طرف فندوم های دیگه خو*دکش*ی کرد

★彡   Part 47 彡★ خب، اتاق بهونه بود.مگه میشه تو عمارت به این ...

Do I love him, or do I hate him?p:⁷*رفتن داخل* ویو جینا +چیز...

چند‌پارتی‌ &تهیونگ&وقتی:``توی‌ مدرسه‌ باهم‌ رقابت‌دارید‌ولی....

the first lie

کونیچیوا مینا_سان 👋 ببخشید یه چند وقتیه نیستم.بنده برگشتم و ...

پارت ۴ویو بلااون حرکت چیزی نبود جز اینکه جونگ کوک دستشو برد ...

پارت پنج لی: راستش یونگی قبلاً عاشق یه دختر به اسم سانا بوده...

رمان:آغوش ممنوعه🚫🫂🌌ژانر:عاشقانه،درام،تخیلی#part3تو فکر بودم ...

نیو زارتتتتتتتتتتت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط