{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدری به پسرش گفت

پدری به پسرش گفت

اگر فردا کارنامه گرفتی مردود بودی



دیگه
نه من تو رو می‌شناسم
نه تو من رو م می‌شناسی







فردای آنروز
پدر در کوچه پسرش را دید
پرسید : قبول شدی یا مردود؟؟



پسر گفت :
ببخشید
شما؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

يارو ميره سردخونه ميگه: بي زحمت جسد پدربزرگمو تحويل بدين. مي...

هـــرکی ام به ما رســــید فــکر کرد خداسـت ؛ماهم دســتامونــ...

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﭘُﺴﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ :ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻮﻟﺪﻩ 19 ﺳﺎﻟﮕﻴﻤﻪﻳﻜﻰ ﺯﻳﺮﺵ ﻛﺎﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷ...

اونی که واسه شما ادعا میکنه....واسه بودن ما دعا میکنه... بعل...

پارت ۲۲ 🖤جیمین بالاخره قبول کرد و همه با هم از دانشگاه بیرون...

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

سناریو تک پارتی مویچیرو(درخواستی)موضوع : اعترافتو یکی از هاش...

سناریو قفل آبی پارت ۱

سناریو توکیو ریونجرز

پارت هشتم جئون ۰- مرتیکه عوضی انتقام خون مادرم رو ازت می گیر...

سناریو قفل آبی پارت ۲

پارت ۱۶۳.۲.۱.اکشننننن🐺🦷پدر عسل چند ثانیه بهش خیره موند و بعد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط