{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم:میری؟

گفتم:میری؟


گفت:آره



گفتم:منم بیام؟



گفت:جایی که من میرم جای 2 نفره نه 3 نفر



گفتم:برمی گردی؟



فقط خندید



اشک توی چشمام حلقه زد



سرمو پایین انداختم



دستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آورد



گفت:میری؟



گفتم:آره



گفت:منم بیام؟



گفتم:جایی که من میرم جای 1 نفره نه 2 نفر



گفت:برمی گردی؟



گفتم:جایی که میرم راه برگشت نداره



من رفتم اونم رفت ولی اون مدتهاست که برگشته



و با اشک چشماش خاک مزارمو شستشو میده
دیدگاه ها (۱)

با دستمال مچاله ای که تو دستاش بود پیشونی عرق کرده اش رو خشک...

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می...

دلــــــم گرفـــــتههمه چیز را یاد گرفته ام !.یاد گرفته ام ک...

بخونین حتما 😢 😢 😢 😢  +پسر: میخوام باهات بهم بزنم ...-دختر :چ...

life like hellp:9چشماشو بست و چند ثانیه هیچ حرفی نزد.فکر کرد...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part _فعلا بهوش نمیان!...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 112・⁠]⁠ᕗو خندید شوک و شگفتی ...

ترکم نکن

#in_your_eyespart_9۴ویو کایلاشب شده بودبعد انجام کارام رفتم ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 211♡⁠。⁠)بابا خن...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 128・⁠]⁠ᕗبغض کردم.خودمو بیشتر...

#دوست_پسر_شیطون_من Part:5بعد چند ساعت ولم کرد و بغلم کرد و خ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ دو ساعت بعد__________...

Part ³⁵The name of the story: Madness hall(تالار جنون)یه لحظ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط