✿) ظهور ازدواج (✿⁠)⁩

✿) ظهور ازدواج (✿⁠)⁩
(♡)پارت۲۲۴ (⁠♡)


گنگ اومد جلو و اروم و مبهوت کنارم نشست. با دست لرزون قطره چکونو پر و از گوشه لباش ریختم تو دهنش و از شرم سعی کردم اصلا سر بلند نکردم.
داغ کرده بودم.. با بغض خيلي لرزون .گفتم فقط این راه به نظرم اومد.. خیره شد به بچه و لبخند باریکي زد و گفت: عالیه... با بغض قطره چکون رو پر کردم و اروم اروم توی دهنش
خالی کردم.
گرفته بلند شد و سرمو گرفت و بوسه نرمي روش زد و
زمزمه کرد: ممنونم..
متعجب نگاش کردم
رفت بیرون و در رو بست.
لرزون اب دهنم رو قورت دادم و چشمامو بستم و نفسمو
بیرون دادم.
جوزف ترسیده گفت: جیمز... نورا...

جیمین : چيزي نیست. الا ارومش کرده..داره شیر میخوره..
جوزف-خداروشکر..
به نورا کوچولوي تو اغوشم نگاه کردم.
شیرین و کوچولو..
گرسنه و فریب خورده تند تند و بي قرار مك ميزد.. چشماي قشنگش رو بسته بود و با ولع زيادي ميخورد.

چطور توی این شرایط سخت سر میکرد؟
يه مادر بي تعادل..یه پدر خسته..
دلم گرفت براش
شیر تموم شد و انگار نوراي نازمم سیراب شد..
خوابیده بود.
اروم بغلش کردم و نرم زدم پشتش تا اروغش زد.
با نفس عميقي اروم نوازشش کردم و بعد اروم روي :
خوابوندمش..
جوونم..
عين عروسك بود..
تخت
پتو رو نرم کشیدم روش و اروم بلند شدم رفتم بیرون
جوزف نگران نگام کرد.
تند گفتم نگران نباشین... شیرشو خورد و الانم خوابیده
لبخند تلخی زد و بلند شد و گفت: ممنونم..
جیمین : -کجا؟ چرا پاشدي ؟
جوزف: اشکال نداره. چند ساعت..نورا بمونه پیش این
خانوم و تو؟
جیمین گرفته گفت کجا میري ؟ شب اینجا بمون.. جوزف داغون :گفت میخوام یه کم تنها باشم...
و به من نگاه کرد و گفت: میشه؟
مهربون :گفتم حتما براي من مشكلي نيست.. سر تکون داد و رفت
جیمز سرفه اي زد و اشفته سرشو تکون داد. با غم نگاش کردم.
متفکر و تلخ گفت: جوزف زمان مجرديش خيلي شيطون بود..از اون خوش خنده هایی که صداي خنده ها و قهقهه هاي خيلي بلندش از هزار فرسخی شنیده میشد.. گرفته و غمگین کنارش نشستم. نگام کرد و گفت نمیخواي بپرسی چه خبره و کی به کیه؟ شونه بالا انداختم و گفتم لازم باشه و دوست داشته باشي
دیدگاه ها (۴)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 210♡⁠。⁠)فقط صدا...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 226♡⁠。⁠)⁩با شرم...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۵۷ویو راوی نورا چن...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "36""ویو جئون آنجلینا"از ص...

the lost leaves/رمان جیمین

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶²ویو: جونگ‌کوکچشم‌هام رو باز کردم...

پارت ۳ خوابم می‌امد حوصله حرف زدن حتی با بهترین دوستم هم ندا...

🍷🌹…………………………پارت۱۲…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا.....................

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part28پسره کنارم نشست+سلام چطوریمن:خوبم +بریم...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_12 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄انگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط