{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت صدوچار رمان آوازه زیره آب

قسمت صدوچار رمان آوازه زیره آب
خوبه من تو جنگه ویتنام نبودم وگرنه دو روزه اولی جون میدادم!! تازه دسشویی هم دارم الانه که همینجا بشاشم..پاشدم با سرعته جت از در زدم بیرون و دویدم تو حیاط.. اوووف حالا دسشویی هم پر بود.. دوساعت وسطه حیاط هیپ هاپ و ایروبیک و بندری با هم رقصیدم تا بالاخره دره دسشویی باز شد.. بابام بود.. باهاش چش تو چش شدم ولی خیلی بی اهمیت صبر کردم بیاد بیرون تا برم دسشویی..از دسشویی اومدم رفتم مستقیم حموم.. خالم اینا هم خونمون بودن ی سلام کردم کسی هم جواب نداد.. به عنم..از حموم اومدم بیرون رفتم تو اتاقم در رو قفل کردم دیه کسی نیاد تو.. در که نمیزنن!! نشستم لبه تختم و تا خشک بشم نتم رو روشن کردم و طبقه معمول 8657756 تا پی ام تو تلگرام 23 تا تو واتساپ و 2 تا هم اینستا گرام و 45 تا ویسگون.. بیخیاله همش شدم چون همش وقت گیره.. نتم رو خاموش کردم و یکم ب دورم نگاه کردم.. بعدم ک خشک شدم پاشدم لباسم رو پوشیدم.. دیگه از گشنگی سوراخ شده بودم!! گوشیم زدم تو شارژ و اهنگه برف از چارتار رو گذاشتم.. آهنگش عالیه ولی خب ناهار نیس ک..خالم صدام زد
-کیارششش؟!!
وللش مثلن من نشنیدم
-کیا...رششش!!
همچنان نشنیدم
-کیااا!!
ول کن نیست..
-بله؟
-مامانت میگه بیا ناهار!!
-گشنم نیس!!
-مامانت میگه امکان نداره گشنت نباشه..
-گشنم نیس نمیخوام!!
دیگه چیزی نگفتن.. یه باره دیگه بگین باور کنید ایندفه قبول میکنم!!
-کیا مامانت میگه تو اتاقت میخوای بخوری؟؟؟
-نه کلن گشنم نیست..
عی خاک توسرت بگی اره میمیری؟؟
-بیارم تو اتاقت واست؟؟
-ن ممنون گفتم که.. گشنم نیس...
کیا بری زیره گل خیلی هم گشنته چرا چرت و پرت میگی؟؟ ببین.. فقط یه باره دیگه بگین.. فقط یه باره دیگه!! قول میدم قبول کنم!!! ولی دیگه نگفتن..
...ساعت پنجه عصر بود فک کنم دیگه نصفه فامیل ریخته بودن سرمون.. گشنم بود در حده خررر.. پاشدم رفتم بیرون یه سلامه کلی گفتم.. رفتم سره یخچال.. مامانم از پشته سرم گف
-غذا گرم کنم میخوری؟؟
-نوچ..
خودم رفتم پایه گاز غذا کشیدم و یخ یخی آوردم تو اتاقم.. میمردم انگار بگم گرم کنه واسم.. البته این یکی دیگه ربطی به کله شقی نداشت چون اگه صبر میکردم تا گرم شه تلف میشدم.. کلم پلو بود.. من کلم پلو دوست ندارم ولی از بس گشنم بود حس میکردم دارم سیب زمینی سرخ کرده با سسه کچاب یا پیتزا با دلستره لیمو میخورم..
دیدگاه ها (۱)

فیک تهیونگ

" ویو کوک "صبح از خواب بیدار شدم و به روزی که اصلا دلم نمیخو...

همسر غیره منتظره

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part48رفتم سمت سعید و گوشیو از دستش کشیدم و ق...

رومان عشق پنهانی (پارت1)

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط