چندپارتی نامجون
چندپارتی نامجون
Part²
پرش زمانی به ۴ ماه بعد
داشتیم با نامجون سر میز شام میخوردیم.رابطمون توی این چندماه بهتر شده بود و به هم نزدیکتر شده بودیم
داشتم غذا میخوردم که یهو دویدم توی دستشویی و هرچی که خورده بودم رو بالا آوردم
+ات...ات خوبی؟!
_آره...نمیدونم چرا اینطوری شد.
..........................
توی آزمایشگاه نشسته بودیم و منتظر جواب آزمایش بودیم...
÷بفرمایید مامان خانم اینم جواب آزمایشتون
_مامان...خانم!؟
÷بله...تبریک میگم.
پرش زمانی توی خونه
_نامجون...میخواستم بهت یه چیزی بگم....ولی هیچوقت جرئتش رو نداشتم که پا پیش بزارم...میترسیدم تو...ازم بدت بیاد...ولی به هر حال،عاشقتم
+منم همینطور،ات....
عاشقتونم...هردوتون...
The end
اگه چرت شد به بزرگواری خودتون ببخشید
اگه بخواید فیک بعدی بی ال میزارم
Part²
پرش زمانی به ۴ ماه بعد
داشتیم با نامجون سر میز شام میخوردیم.رابطمون توی این چندماه بهتر شده بود و به هم نزدیکتر شده بودیم
داشتم غذا میخوردم که یهو دویدم توی دستشویی و هرچی که خورده بودم رو بالا آوردم
+ات...ات خوبی؟!
_آره...نمیدونم چرا اینطوری شد.
..........................
توی آزمایشگاه نشسته بودیم و منتظر جواب آزمایش بودیم...
÷بفرمایید مامان خانم اینم جواب آزمایشتون
_مامان...خانم!؟
÷بله...تبریک میگم.
پرش زمانی توی خونه
_نامجون...میخواستم بهت یه چیزی بگم....ولی هیچوقت جرئتش رو نداشتم که پا پیش بزارم...میترسیدم تو...ازم بدت بیاد...ولی به هر حال،عاشقتم
+منم همینطور،ات....
عاشقتونم...هردوتون...
The end
اگه چرت شد به بزرگواری خودتون ببخشید
اگه بخواید فیک بعدی بی ال میزارم
- ۴.۱k
- ۱۸ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط