{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نِمــےدانستَم... دِلتــَـــنگے دل نـــــازُکَم مے کُنـَد.

نِمــےدانستَم... دِلتــَـــنگے دل نـــــازُکَم مے کُنـَد...
آنقــَــدر که بــــہ هَر بَهـــانہ ے کوچَکی چانہ ام بلرزَد...
و چِشمهایَم پـُر..
نِمـــــــے دانستَم نبودنَت کودکـــــــَـــم مے کُنـد...
آنقـــَـــدر کِه ساعــــَـــتها گوشِہ اے بنشـــــینم و
بـا همــِــہ قَهـــــر کنم که چِرا نیستے؟؟😔
دیدگاه ها (۱)

رفت تو نگاش حسی نداشت دلمو تنها گذاشتجای هیچ حرفی نذاشترفت ب...

بیا با هم بخندیم و خنده هایمان بی جان نباشد اصلا بیا کاری کن...

تمـامِ دلخوشی هایم 🎀 تـــو هستیهمانی ڪہ بہ قلبِ من نشستی...

دلتنگش که باشی همه چیزو همه کس"او" را به یادت می آورد .. از ...

رها🦋 پاییز دارد نزدیک می شود..🍂آرام و بی صدابا چمدانی پر از ...

من کیستم!

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

فکر کردی همیشه هستم. فکر کردی هر وقت برگردی، همان منم با هما...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

او، بازمانده‌ی خانواده‌ی مقیمی و عزیزی است...می‌گوید:«من برا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟎ویو راوی🎀همه‌چیز تاریک بود. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط