{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...دیگر

...دیگر
در پی حل معادله هایِ مجهول زندگیِ خود نیستم...
می دانم تمام بدبیاری ها و تهمت ها و دروغ ها،
هر کدام به نوعی در این معادله سهیم بودند...
تا همین حد برایم کافی بود،
که فهمیدم،
زندگیِ من حاصلِ ضربِ تنهایی در سیگار است...
دیگر چه اهمیت دارد...
وقتی که احساساتم را با سیگار دود می کنم و زندگی را خاکستر...!
چه فرق دارد...؟
وقتی می دانم!
جز موریانه های این خاک سرد...
دیگر کسی چشم انتظارم نیست...!؟
شاید امشب...
شاید فردا...
به هر حال نزدیک است...
فقط...
بعد از مرگم...
بر روی سنگ قبرم بنویسید...
موریانه ها، حرامتان باد
این بدن را که میخورید
پر بود از# آرزوهایی که دفن شد... ¥
دیدگاه ها (۱۹)

ایـــــن روزها هـــــر ڪسے مـــــرا مےبینـــــد از حال و روز...

چقــــــــــدر نوشتڹ ســـخــتــــــــــ میشودزمـــــانی ڪہ م...

سلاااااااام عشقولیاے خووووودم چطور مطورین؟ خخخههه دلم براتون...

*.the Law of Violence.*

همیشه همه‌چیز آن‌طور که در خیال‌هایمان می‌چینیم پیش نمی‌رود،...

هنگام مرگم نگران نخواهم بود… و اهمیتی به جسد پوسیده‌ام نخواه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش دوم_می‌نشینم"مامان اون فوق العاده ست باید ...

...ديگردر پى حل معادله هاىِ مجهول زندگىِ خود نيستم...مى دانم...

...دیگردر پی حل معادله هایِ مجهول زندگیِ خود نیستم...می دانم...

بنویسید بعد مرگم روی سنگ * با خطوطی نرم و زیبا و قشنگاینکه ا...

" چرا وقتے سیگار مے کشے اخم داری؟ "چون تلخه.." "پس چرا مے کش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط