{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا که دستان علی سمت خدا بالا رفت

تا که دستان علی سمت خدا بالا رفت
همه دیدند ابوبکر فشارش افتاد
سرخ شد صورت عثمان و ذلیلانه نشست
و عمر نیز بهم ریخت کنارش افتاد


فاش میگویم که مولایم علی ست
آفتاب صبح فردایم علی ست
★★★★★★★★★

عیدتووون مبارک
دیدگاه ها (۲)

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ ب...

تقدیم به عاشقای حیدرکرّار:ﻣﻦ ﺣﻴﺪﺭﻳﻢ ﻫﻴــــﭻ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺗﺮﺩﻳﺪﺑﻲ ﻧﺎ...

تقدیم به عاشقای حیدرکرّار:ﻣﻦ ﺣﻴﺪﺭﻳﻢ ﻫﻴــــﭻ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺗﺮﺩﻳﺪﺑﻲ ﻧﺎ...

جاده ها منتظرند.......چشم براه.....بر سر راه تو......دلتنگ ....

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁵ | پارتـ ⁵🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۳۷دو روز بعد...در این...

---**ادامه: بغل بابا، پناهگاه دوم**چهار روز از اون ماجرای پر...

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۵ات ویوصبح با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدمتمام بدن...

دوست پسر پرنده ای که دیر میاد پارت ۲

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

پیمان نقره ای

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 35/نور کم‌رنگ صبح از پن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط